درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٤ - ٢ امكان ملاقات بدون شناخت
٢.امكان ملاقات بدون شناخت
در اين ديدگاه،برخلاف ديدگاه نخست،امكان ملاقات مورد پذيرش است؛ولى وقوع ملاقات همراه شناخت آن حضرت را در اين دوران،غير قابل پذيرش و آن را با فلسفۀ غيبت در تعارض مىداند.
در اين ديدگاه،به طور عمده به رواياتى استناد مىشود كه در آن،سخن از ديدهشدن حضرت به ميان آمده است؛امّا تصريح شده كه در آن ديدار،هرگز شناختى از حضرت صورت نمىگيرد؛بنابراين امكان ديدار هست؛اما چون فرد،آن حضرت را نخواهد شناخت.
شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة و نيز در علل الشرايع با ذكر سند از سدير نقل كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:
إنّ فى القائم سنّة من يوسف...فما تنكر هذه الامة ان يكون اللّه عزّ و جلّ يفعل بحجّته ما فعل بيوسف أن يكون يسير فى أسواقهم و يطأ بسطهم و هم لا يعرفونه حتّى يأذن اللّه عزّ و جلّ له أن يعرّفهم نفسه كما أذن ليوسف...؛
در قائم،سنّتى از يوسف است...چرا اين مردم منكرند كه خداى تعالى با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد؟بين ايشان گردش كند و در بازارهاى آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند،تا آنگاه كه خداى تعالى به او اذن دهد كه خود را به آنها معرفى سازد؛همانگونه كه به يوسف اذن داد.... [١]
برخى،اين روايت را دليلى بر امكان ملاقات و وقوع آن و نيز پذيرش ادعاى ملاقات انگاشتهاند؛درحالى كه با كمى تأمل درمىيابيم كه نه فقط چنين استفادهاى از روايت نادرست است،بلكه براى ديدگاه عدم شناخت،بهتر به كار مىآيد.چرا كه از حكايات تاريخى و روايات،هرگز به دست نمىآيد تا زمانى كه حضرت يوسف خود را معرفى نكرد،كسى او را با عنوان يوسف شناخته باشد.
[١] .شيخ صدوق،كمال الدين و تمام النعمة،ج ١،ص ١٤٤،باب ٥،ح ٣.