درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٨ - ٣ وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا
است،وى در ابتداى كتاب خود مىگويد:«سند روايات را نياوردهام يا به سبب شهرت يا مطابقت با عقول يا اين كه مجمع عليه است».
٢.توقيع ضعيف نيز نيست؛چرا كه همۀ راويان آن،ثقه هستند و خبر واحد ثقه است كه حجيت آن در اصول ثابت شده است و مىتوان به آن اعتماد كرد.
از نقلهاى متعدد استفاده مىشود كه به اين حديث،توجه و اعتنا شده است؛گرچه منظور ما،شهرت اصطلاحى نيست.اين تعدد نقل در كتابهاى بزرگان مذهب از قدما و متأخران و معاصران،بدون اشاره به ضعف و ردّ آن را مىتوان يكى از شواهد-نه دلايل -اعتبار قرار داد. [١]
٣.اين كه گفته شده است:«راوى آن،شيخ طوسى،به توقيع عمل نكرده است»، درست نيست؛چرا كه آنچه شيخ طوسى نقل كرده است،به دوران غيبت صغرا مربوط مىشود و توقيع،نفى ادعاى ديدن در دوران غيبت كبرا را موردنظر دارد و مدعى ديدار در اين زمان را بايد تكذيب كرد.
٤.اين كه گفتهاند:«از توقيع اعراض شده است»درست نيست؛زيرا عالمان بزرگوار ما كه پس از شيخ صدوق،به نقل توقيع پرداختهاند،به آن،باور داشته و در سند و دلالت آن،ترديدى نكردهاند.
افزون بر آن،اين كه هنگامى اعراض اصحاب از توقيع اثبات مىشود كه همۀ ناقلان حديث ياد شده،ادعاى ملاقات را باور داشته باشند و چون چنين چيزى-نه به دلالت مطابقى و نه التزامى-از كلام آنها قابل برداشت نيست و بلكه در مواردى برخلاف آن است،نمىتوان گفت به طور كلى اصحاب از آن اعراض كردهاند.علاوه بر آن،اعراض برخى باعث ضعف حديث نمىشود.
ممكن است گفته شود منظور توقيع،مشاهدۀ همراه با ادعاى سفارت يا وكالت از جانب حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف و رساندن پيام به آن حضرت و گرفتن پاسخ از ايشان است.
[١] .ر.ك:مقاله:سفارت و نيابت خاصه،نجم الدين طبسى،فصلنامه انتظار،ج ١٨،ص ١٤٢.