درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٣٥ - دليل نخست ازدواج با فلسفۀ غيبت منافات دارد
در مراجعه به جمال الاسبوع در خواهيم يافت كه نه فقط سندى بر اين ادعا نياورده، بلكه مشخص نكرده اين سخن از چه كسى ذكر شده است.
البته به روايات ديگرى نيز استدلال شد كه به نظر مىرسد آنچه ذكر شد،اهميّت بيشترى دارد و آن هم كه ملاحظه شد،قابليت استدلال بر اين موضوع را ندارند.
افزون بر روايات،به برخى از ادعيه و زيارتنامهها نيز استدلال شده كه در آنها نيز استدلال ناتمام است؛زيرا استناد قطعى آنها به معصوم عليه السّلام مورد ترديد است.
يكى از بزرگان،درباره برخى از آنچه به عنوان دليل قائلان به زن و فرزنددار بودن حضرت آمده است،مىنويسد:
بعضى از روايات،مثل خبر«كمال الدين انبارى»و خبر«زين الدين مازندرانى»از جهت غرابت و ضعف ظاهرى كه در متن آنها است،قابل استناد نمىباشد و بعضى ديگر،همچون فقرات برخى از«ادعيه و زيارات»نيز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور مىباشد. [١]
پس دليل دوّم قائلان به ازدواج آن حضرت كه روايات است،مخدوش مىشود و جايى براى استفاده و استدلال به آن باقى نمىماند؛لذا نمىتوانيم به آن روايات تمسّك كنيم.
احتمال دوم:انكار همسر و فرزند
در اين احتمال نيز به دو دليل تمسك شده است:
الف.ازدواج با فلسفۀ غيبت منافات دارد؛
ب.رواياتى كه به ازدواج نكردن تصريح دارد.
دليل نخست [ازدواج با فلسفۀ غيبت منافات دارد]
در اين احتمال گفته شده است اصلا اختيار همسر براى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف با فلسفۀ غيبت در تعارض است؛چرا كه فلسفۀ غيبت،دور و پنهان بودن از مردم است،تا اين كه صدمه و گزندى به او نرسد،و از شرّ دشمنان در امان باشد؛ازاينرو هر چيزى كه خلاف آن باشد،بر آن حضرت روا نيست و ازدواج با اين امر و فلسفه منافات دارد.
[١] .صافى گلپايگانى،لطف اللّه،پاسخ ده پرسش،ص ٥٤-٥٥.