درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٣٧ - دليل دوم رواياتى كه به ازدواج نكردن تصريح دارد
امام رضا عليه السّلام فرمود:«ويلك كيف اجترأت على بشىء تدع بعضه؛«واى بر تو! چگونه جرأت كردى به چيزى كه بخشى از آن را رها كردهاى،بر من احتجاج كنى؟. [١]
افزون بر مسعودى،كشى نيز در رجال خود [٢]اين روايت را با اندك تفاوتى آورده است.
روشن است كه اين روايت نه فقط در دوران غيبت،بلكه در تمام عمر آن حضرت داشتن فرزند براى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را منتفى مىداند.
٢.شيخ طوسى در كتاب الغيبۀ نزديك به همين مضمون را در روايتى ديگر آورده است.
حسن بن على خزاز گفت:على بن ابى حمزه وارد بر امام رضا عليه السّلام شد و پرسيد:«آيا تو امام هستى؟»حضرت فرمود:«آرى».على بن ابى حمزه گفت:«از پدربزرگ شما جعفر بن محمد شنيدم كه امامى نيست،مگر اين كه فرزندى دارد».امام فرمود:
«آيا فراموش كردى يا خود را به فراموشى زدى؟اينچنين كه گفتى نفرمود.بلكه ايشان فرمود:
لا يكون الإمام إلاّ و له عقب إلاّ الإمام الّذى يخرج عليه الحسين بن علىّ عليه السّلام فإنّه لا عقب له؛ [٣]
امامى نيست،مگر اين كه فرزندى داشته باشد مگر امامى كه حسين بن على براى او خارج مىشود(رجعت مىكند)؛پس همانا او فرزندى نخواهد داشت.
على بن ابى حمزه گفت:«راست فرمودى.اينچنين فرمود جدّ بزرگوارت».
دو روايت پيشين در اثبات ادعا كافى است؛لكن به برخى امور ديگرى را مىتوان شاهد آورد:
٣.رواياتى حضرت خضر را كسى معرفى كرده است كه وحشت تنهايى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را در دوران غيبت برطرف مىسازد،در حالى كه اگر آن حضرت زن و فرزند داشت،به ملازم و همراه نيازى نبود.
[١] .مسعودى،على بن حسين،اثبات الوصية للامام على بن ابى طالب عليه السّلام،ص ٢٠٨.
[٢] .كشى،محمد بن عمر،رجال كشى،ص ٤٦٥.
[٣] .شيخ طوسى،كتاب الغيبة،ص ٢٢٤.