درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٥٧ - الف از نظر سند
سيّد گفت:«درست مىگويى؛ولى اين حديث به زمانى مربوط است كه دشمنان آن حضرت و فرعونهاى بنى العباس فراوان بودند؛امّا اكنون كه اين چنين نيست و سرزمين ما از آنان دور است،ديدار آن حضرت ممكن است.
سيّد شمس الدين ادعا كرد:تو نيز امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را دو مرتبه ديدهاى،ولى نشناختهاى.همچنين گفت:آن حضرت،خمس را بر شيعيان خود مباح كرده است.
سپس جناب سيّد شمس الدين به من دستور داد در بازگشت درنگ نكنم و در سرزمينهاى مغرب توقف نكنم.پس از آن با همان كشتى كه آمده بودم بازگشتم.
واپسين مطلبى كه كه از على بن فاضل شنيدم اين بود كه:«در جزيره خضرا فقط نام پنج تن از دانشمندان شيعه مطرح بود:سيّد مرتضى،شيخ طوسى،شيخ كلينى،شيخ صدوق،شيخ ابو القاسم جعفر بن اسماعيل حلى».
بررسى داستان
الف.از نظر سند
١.همانگونه كه در اول متن آمده بود،ناقل داستان،نامعلوم است.
بنابراين داستان از نگاه سند نه فقط ضعيف،بلكه فاقد استناد است و جز اشتهار در كتب متأخران-به ويژه پس از علامه مجلسى-هيچ مستند ديگرى ندارد.
آشكار است چنين نقلهايى باعث ارزش و اعتبار خبر نمىشود.
٢.اين مرد«ناشناخته»چگونه فهميد آنچه پيدا كرده است همان خط طيبى است؟آيا خط طيبى كه صد سال پيش از او وفات كرده بود،تا اين حد براى مردم متداول و شناخته شده بود كه اين مرد ناشناخته نيز آن را مىشناخته است؟
٣.معاصران او از قبيل علامه حلى و ابن داود كه كتابش را در سال ٧٠٧ ق به پايان رسانده هيچ اشارهاى به وى نكردهاند.