درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٠٩ - پيشدرآمد
شكى نيست كه در دورۀ نخست،افرادى به صلاحديد امام يازدهم عليه السّلام به ديدار آخرين حجّت الهى نايل شدند.
دربارۀ دورۀ دوم و پس از شهادت آن حضرت نيز از روايات و حكايات استفاده مىشود ديدار با حضرت حجّت،مانند دوران حيات پدر بزرگوارشان نبوده است؛ولى در عين حال گروهى با آن حضرت ديدار داشتهاند كه شيخ صدوق،در كتاب كمال الدين و تمام النعمة و نيز ديگران،اسامى آنان را ذكر كردهاند.
دورۀ سوم كه با مرگ آخرين نايب خاص آغاز شده است و همچنان ادامه دارد،به دليل وجود روايات متعارض،همچنان محل بحث و گفتوگو بوده است.
سرانجام دربارۀ دورۀ چهارم،شكى نيست كه جهانيان از ديدار آن حضرت به كاملترين صورت بهرهمند خواهند شد.
از آنجا كه دورۀ نخست و دوم و نيز دورۀ چهارم چندان محل مناقشه نيست،در اين مجال،فقط به دورۀ سوم خواهيم پرداخت.
پيش از آن كه به بحث در اينباره بپردازيم اشاره به اين نكته لازم است كه دربارۀ تلاش براى ملاقات با حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف دو ديدگاه وجود دارد:
برخى دستور العملهايى را براى ديدار با حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ارائه مىكنند،ايشان طلب ديدار را نوعى ابراز ارادت نسبت به آن حضرت مىدانند و آن را برخاسته از شيدايى و عشق خود به ايشان مىدانند.اگرچه چنين باورى قابل تقدير و به عنوان امرى شخصى بين افراد با آن حضرت قابل قبول است اما به عنوان يك دستور العمل شرعى، نيازمند روايت و دليل است كه به نظر مىرسد در ميان روايات معتبر چنين توصيهاى صورت نگرفته است.در مقابل برخى بر اين باورند از هيچ روايت موثقى به دست نمىآيد كه توصيه شده باشد كارى انجام دهيم تا به ملاقات با آن حضرت نايل شويم.
اگر در برخى دعاها نيز از خداوند مىخواهيم كه چهرۀ نورانى آن حضرت را ببينيم،به زمان ظهور آن حضرت انصراف دارد و به نوعى دعا براى ظهور آن حضرت است.
اينها معتقدند در برخى روايات سفارش شده است دنبال چنين كارى نباشيم.