درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٦١ - ٧ در پايان داستان گفته شده است در جزيره خضرا فقط
برايناساس،اين سيصد نفر كه از خواص حضرت هستند،نيز بايد داراى عمرهاى طولانى باشند و پس از آن نيز به زندگى ادامه دهند،تا زمان ظهور فرا رسد.
آيا ما بر چنين سخن گزافى دليلى داريم؟دليلها فقط دربارۀ امام زمان و برخى ديگر از انبياى الهى است؛ولى دربارۀ سيصد نفر كه آنان نيز چنين عمرهايى داشته باشند،دليلى در دست نداريم.
افزون بر آن،چگونه ممكن است تا زمان داستان پيشين كه حدود چهار قرن از غيبت امام گذشته بود،سيصد نفر آماده شده باشد و پس از آن تا زمان ما كه نزديك به دو برابر آن مقدار گذشته است،سيزده نفر آماده نشده باشد؟
[٥.به مقتضاى اين خبر،خمس بر شيعيان حضرت،حلال است و...]
٥.به مقتضاى اين خبر،خمس بر شيعيان حضرت،حلال است و اداى آن واجب نيست.اين مطلب،خلاف نظر بيشتر فقهاى اسلام از آغاز غيبت تا كنون است.
[٦.على بن فاضل از سيّد شمس الدين مىپرسد...]
٦.على بن فاضل از سيّد شمس الدين مىپرسد:«آيا تو امام عليه السّلام را ديدهاى؟»گفت:
«نه؛ولى پدرم به من گفت كه سخن امام را شنيده،ولى شخص او را نديده و جدم سخنانش را شنيده و شخص او را ديده است»؛ولى سيّد شمس الدين در جاى ديگر همين داستان مىگويد:«هر مؤمن با اخلاصى مىتواند امام را ببيند؛ولى او را نشناسد».
گفتم:«من از جملۀ مخلصان هستم؛ولى او را نديدهام».گفت:«دو بار او را ديدهاى؛ يكبار در راه سامرا و يكبار در سفر مصر...».
حال پرسش اين است:چگونه كسى كه ادعاى نيابت خاص دارد و از ملاقاتهاى امام عليه السّلام آگاه است،خود،آن حضرت را نديده است و اظهار مىدارد كه پدرش،سخن آن حضرت را شنيده است؟
[٧.در پايان داستان گفته شده است در جزيره خضرا فقط...]
٧.در پايان داستان گفته شده است در جزيره خضرا فقط نام پنج تن از علماى شيعه مطرح بود:سيّد مرتضى،شيخ طوسى،شيخ كلينى،شيخ صدوق،شيخ ابو القاسم جعفر بن اسماعيل حلى.
حال اين پرسش پيش مىآيد:چرا فقط پنج نفر؟چرا آنجا نامى از شيخ مفيد-با آن همه عظمت و بزرگى او-نبوده است.آيا اين توهم پيش نمىآيد كه آن بزرگوار و امثال ايشان،در ذهن سازنده داستان نبوده است.