درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٥ - ٣ وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا
اين پاسخ،زمانى قاطعيت بيشترى مىيابد كه بدانيم صريح آيه قرآن،از اين حكايت دارد كه حتى برادران يوسف كه مدتها با وى زندگى كردند،در ديدار نخست او را نشناختند.
بنابراين دست كم،با استناد به اين روايت و مانند آن،شباهت آن حضرت با يوسف اقتضا دارد كه هرگز با عنوان حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف شناخته نشود.
سخن ديگرى نيز در تأييد اين ديدگاه از نايب خاص حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف محمد بن عثمان نقل شده است كه مىگويد:
و اللّه إنّ صاحب هذا الأمر ليحضر الموسم كلّ سنة يرى النّاس و يعرفهم و يرونه و لا يعرفونه؛
به خدا سوگند!همانا صاحب اين امر،هر سال در موسم حج حاضر مىشود؛
مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد و مردم،او را مىبينند؛ولى نمىشناسند. [١]
از اين روايات،استفاده مىشود نه فقط هنگام ملاقات كه پس از آن هم،حضرت شناخته نمىشود.منطقى است گفته شود كسى كه هنگام ديدار،آن حضرت را نشناخته است،دليلى وجود ندارد پس از آن بگويد آن كسى را كه ديده،به طور حتم حضرت بوده است.چه بسا از ملازمان آن حضرت يا يكى از اولياى الهى بوده كه به دستور آن حضرت،براى رفع مشكل او اقدام كرده است.اين نكته،قابل تأمل است.
حجم روايات اين ديدگاه،بسيار كمتر از دستۀ نخست است؛امّا به هرحال مىتوان ديدگاه ياد شده را از آن به دست آورد.
جمع بين دو ديدگاه ياد شده به اين صورت است كه آن حضرت،از نگاه عموم مردم پنهان است و اگر اراده كند كسى آن حضرت را ببيند،او را نخواهد شناخت.
٣.وقوع ملاقات همراه با شناخت و عدم پذيرش ادعا
در اين ديدگاه،نه فقط امكان و وقوع ملاقات مورد پذيرش است،بلكه ملاقات همراه با شناخت آن حضرت نيز پذيرفته شده است؛امّا آنچه مورد انكار است اين كه ملاقات
[١] .شيخ طوسى،كتاب الغيبة،ص ٣٦٢؛شيخ صدوق،من لايحضره الفقيه،ج ٢،ص ٥٢٠.