درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٥٣ - ٤ براى تأديب انسانها
همانا قائم از ما اهل بيت،هنگامى كه قيام مىكند،بيعت احدى بر گردن او نيست و به همين علت است كه ولادتش پنهان نگه داشته مىشود و شخص او غايب است.
و نيز امام مجتبى عليه السّلام-آن هنگام كه به جهت مصالح اسلام و مسلمين تن به مصالحه با معاويه داد و مردم زبان به ملامت حضرتش گشودند-چنين فرمود:
آيا ندانستيد كه هيچ يك از ما ائمه نيست،مگر اينكه بيعت با ستمگرى بر گردن او قرار مىگيرد؛جز قائم كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مىگزارد.
پس به درستى كه خداوند-تبارك و تعالى-ولادتش را پنهان و شخصش را مخفى مىسازد،تا آنگاه كه قيام مىكند،بيعت هيچكس بر گردنش نباشد. [١]
حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در توقيعى در پاسخ به برخى پرسشها مىفرمايد:
دربارۀ علت غيبت پرسش كرده بوديد؛خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:«اى اهل ايمان!از چيزهايى پرسش نكنيد كه اگر براى شما روشن شود،ناراحت مىشويد» [٢]بدانيد كه هركدام از پدران من،بيعت يكى از طاغوتهاى زمان خويش را بر گردن داشتند؛ولى من هنگامى قيام مىكنم،بيعت هيچ يك از گردنكشان و طاغوتهاى زمان را بر گردن ندارم. [٣]
به نظر مىرسد سه علت ياد شده را مىتوان زير يك عنوان جمع كرد و آن"نبود ياران كافى"براى يارى آن حضرت در اجرايى كردن اهداف او دانست.
٤.براى تأديب انسانها
ادب كردن انسانها به ويژه مسلمانها يكى ديگر از فلسفههاى غيبت است؛چرا كه بيشتر آنها در زمان حيات و حضور امامان پيشين،آنگونه كه شايسته بود از ايشان استفاده و حمايت نكردند.افزون بر آن،گاهى با برخوردهاى ناشايست خود باعث محروم شدن جامعه بشرى از فيض آنها شدند.
[١] .همان،ص ٣١٥؛طبرسى،الاحتجاج،ج ٢،ص ٢٨٩.
[٢] .مائده(٥):١٠١.
[٣] .شيخ طوسى،كتاب الغيبة،ص ٢٩٠،شيخ صدوق،كمال الدين و تمام النعمة،ج ٢،ص ٤٨٣،ح ٤.