درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٤٠ - نيابت عام
احكامنا فليرضوا به حكما فانّى قد جعلته عليكم حاكما...؛ [١]
...هركدام از شما كه حديث ما را روايت كند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احكام ما را بداند،او را به حكومت برگزينند كه من او را بر شما حاكم قرار دادم....
به راستى همين نايبان عام حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف هستند كه در طول غيبت كبرا،دين مقدس اسلام را از انحراف حفظ نموده،مسايل مورد نياز را براى مسلمانان بيان كردهاند و دلهاى شيعيان را براساس باورها درست،استوار ساختهاند.تمام موفقيتهاى مختلف،با مجاهدت و تلاش خستگىناپذير محدثان و فقيهان شيعه-از اواخر غيبت صغرا تا به امروز-بوده و حيات و شادابى و پويايى تشيّع را تضمين نموده است.
يكى از دانشوران معاصر،دربارۀ چگونگى«نيابت عام»و بروز انديشۀ«ولايت فقيه» چنين نوشته است:
شيعيان،تا زمانى كه اميدى به تشكيل حكومت نداشتند،به طور ارتكازى و با الهام گرفتن از امثال روايات"عمر بن حنظله"و"ابو خديجه"و"توقيع صادر از ناحيه مقدسه"،نيازهاى روزمره خو را با رجوع به فقهاى بلاد برطرف مىكردند و درواقع،فقهاى واجد شرايط را«نواب عام حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف»مىشمردند(در برابر«نواب خاص»در زمان غيبت صغرا)؛ولى از هنگامى كه بعضى از حكام شيعه اقتدارى يافتند،مسألۀ ولايت فقيه در زمان غيبت كبرا به صورت جدّىترى مطرح شد و با گسترش اين مباحث در ميان تودهها،حكام و سلاطين شيعه براى مشروع جلوه دادن حكومتشان كوشيدند موافقت فقهاى بزرگ را به دست آورند و حتى گاهى رسما از آنان اجازه مىگرفتند و متقابلا فقها هم اين فرصتها را براى نشر معارف اسلامى و ترويج مذهب تشيّع مغتنم مىشمردند؛ولى ظاهرا در هيچ عصرى،هيچ سلطانى حاضر به تحويل دادن قدرت به فقيه واجد شرايط نبوده؛چنانكه هيچ فقيهى هم اميدى به دست يافتن به چنين قدرتى نداشته است و در واقع با
[١] .شيخ كلينى،كافى،ج ١،ص ٦٧،ح ١٠؛شيخ طوسى،تهذيب،ج ٦،ص ٢١٨،ح ٦.