درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٤٢ - ادلۀ ولايت فقيه
بنابراين،كلمه ولايت و همريشههاى آن(مانند ولى،توليت،متولّى و والى)دلالت بر معناى سرپرستى،تدبير و تصرّف دارد.
واژۀ«فقيه»در لغت،به معناى كسى است كه فهمى عميق و دقيق دارد و از ريشۀ فقه گرفته شده كه به معناى غلبۀ علم و فهم و ادراك دربارۀ چيزى است.در اصطلاح،فقيه كسى است كه بتواند احكام شرعى را از آيات قرآن و سخنان معصومان عليهم السّلام استنباط و استخراج كند.
ادلۀ ولايت فقيه
«ولايت فقيه»هم از راه عقل و هم از راه روايات و احاديث ثابت است.
از آنجا كه در بخش نيابت عام به برخى روايات دراينباره اشاره شد،اينجا به صورت مختصر به دليل عقلى اشارهاى مىكنيم.
همانگونه كه پيش از اين ياد شد،در عصر غيبت،دسترسى به پيشواى معصوم عليه السّلام امكانپذير نيست و تشكيل حكومت هم ضرورى است؛بنابراين بايد فردى ولايت و حكومت را بر عهده بگيرد؛بدين منظور،سه راه پيش رو داريم:يا اين كه«ولايت غير فقيه»را بپذيريم يا«فقيه غير عادل»يا«ولايت فقيه عادل»را.
عقل هر انسان حكم مىكند«غير فقيه»و«فقيه غير عادل»شايستۀ ولايت و حكومت نيست؛چرا كه اينجا تشكيل حكومت اسلامى مورد بحث است و براى پياده كردن حكومت اسلامى و اجراى احكام دين،بايد فردى زمام اين امر را به عهده گيرد كه به احكام اسلامى به طور ژرف و اساسى آشنا بوده و شيوۀ ادارۀ حكومت را هم بداند و در عين حال،پرهيزگار و متعهد باشد،تا امر حكومت را فداى خواستههاى نفسانى و اميال شيطانى خود نكند.افزون بر آن،اين كه نه فقط دربارۀ حكومت اسلامى،بلكه دربارۀ هر حكومتى،عقل حكم مىكند جاهلان،جاهطلبان و هوسرانان شايستگى زمامدارى را ندارند؛بنابراين فقيهى كه به احكام اسلامى و اوضاع سياسى-اجتماعى زمان خود آگاه بوده و از تقوا و عدالت و تدبير و مديريت و كمالات لازم برخوردار باشد،براى حكومت شايستهتر از ديگران است.