درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٣ - آغاز پيشوايى در خردسالى
همانگونه كه ياد شد،پيش از آن،با هدايتهاى پيوستۀ پيامبر و امامان نور عليهم السّلام شيعه به اين نكته باور پيدا كرده بود كه خداوند متعال،از طريق آخرين پيامبر خود،مقام امامت و ولايت را به سبب قابليتهاى ذاتى به افرادى خاص عطا فرموده و فقط از طرف او است كه براى جامعه امام نصب مىشود.نيز اين كه اين قابليت،هيچ ارتباطى به كمى يا زيادى سن ندارد.
جالب اين كه اينگونه پيشوايى،پيش از آن،هم بين امامان عليهم السّلام و هم در زنجيرۀ پيامبران عليهم السّلام داراى سابقه بود.
يكى از دانشوران معاصر،امامت در سنين كم را پديدهاى واقعى دانسته،چنين استدلال كرده است:
...امامى كه در كودكى به پيشوايى روحى و فكرى مردم رسيده،و مسلمانان حتى در كشاكش آنهمه موج ويرانگر،باز خويشتن خويش را به پيروى و دوستى او گماشتند،به طور مسلّم بايد از دانش و آگاهى و گستردگى ديد و دانا بودن به فقه و تفسير و عقايد،بهرهاى آشكار و چشمگير داشته باشد؛چون در غير اين صورت نمىتوانسته مردم را به پيروى از خويش وادارد...
به فرض محال كه مردم نتوانستند حقيقت و واقعيت امر را دريابند،دستگاه خلافت و نيروى حاكم كه آن همه دشمنى علنى با امام داشته،چرا برنخاسته و پرده از رخسار حقيقت نينداخته است؟
اگر امام خردسال،از دانش و سطح تفكر عالى برخوردار نبود،خلفاى معاصر،خيلى خوب مىتوانستند جنجال به پا كنند؛امّا سكوت آنها و سكوت تاريخ،گواه است كه امامت در سنين كم،پديدهاى حقيقى بوده است،نه ساختگى. [١]
البته پيش از آن كه در مسير هدايت جامعه،نوبت به پيشوايى جانشينان آخرين فرستادۀ الهى برسد،خداوند متعال،پيامبرانى را در كودكى به مقام نبوّت مفتخر ساخته بود؛بدين قرار:
[١] .صدر،سيّد محمدباقر،جستوجو و گفتوگو پيرامون امام مهدى عليه السّلام،ص ٤٧-٤٨.