درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٢٣ - ١ شناخت امام هر زمان
بىگمان شناخت امام از شناخت خداوند متعال جدا نيست؛بلكه يكى از ابعاد آن است؛ چنانكه در دعاى شريف معرفت،به خداوند متعال عرض مىكنيم:
اللّهمّ عرّفنى نفسك فإنّك إن لم تعرّفنى نفسك لم أعرف نبيك اللّهمّ عرّفنى رسولك فإنّك إن لم تعرّفنى رسولك لم أعرف حجّتك اللّهمّ عرّفنى حجّتك فإنّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى؛ [١]
خدايا!خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيامبرت را نمىشناسم.خدايا!رسول خود را به من بشناسان كه اگر رسول خود را به من نشناسانى،حجّت تو را نمىشناسم.خدايا!حجّتت را به من بشناسان كه اگر حجّت خود را به من نشناسانى،از دين خود،گمراه مىشوم.
امير مؤمنان على عليه السّلام در اينباره فرمود:
...و إنّما الأئمّة قوّام اللّه على خلقه و عرفاؤه على عباده و لا يدخل الجنّة إلاّ من عرفهم و عرفوه و لا يدخل النّار إلاّ من أنكرهم...؛
پيشوايان،مديران الهى بر مردمند و رؤساى بندگان اويند.هيچكس جز كسى كه آنها را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد و جز كسى كه آنها را انكار كند و آنها نيز او را انكار كنند،داخل دوزخ نگردد.... [٢]
از روايات معصومان عليهم السّلام به روشنى استفاده مىشود كه همه فضيلتها و ارزشها در بندگى خداى متعال،به داشتن معرفت امام عليه السّلام و ملتزم شدن به آن،برمىگردد؛به طورى كه اگر كسى اين اكسير گرانقدر را در اختيار داشته باشد،از نگاه آنچه مطلوب خداوند متعال است،هيچ كمبودى ندارد.
اما اين كه چگونه مىتوان به اين شناخت رسيد؟به نظر مىرسد هر حقيقت و واقعيتى-خواه وجود عينى خارجى داشته باشد يا از امور عقلى باشد-از راه شناخت مناسب خود،مانند حس و تجربه و فطرت و عقل و خواب و وحى قابل شناخت
[١] .همان،ص ٣٤٢.
[٢] .نهج البلاغه،ص ٢١٢،خطبه ١٥٢.