درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٢٤ - ١ شناخت امام هر زمان
مىباشد.بديهى است اين نظر به اين معنا نيست كه بگوييم همه اشيا و حقايق،از اين راه شناخته شدهاند؛بلكه مقصود،اين است كه معرفت هريك از اشيا و حقايق،از يك يا بيشتر از اين راهها امكان دارد؛براى مثال از راه وحى،هرچيزى كه خدا اراده شناساندن آن را به وسيله وحى اراده فرموده باشد،شناخته مىشود.
امروزه با توجه به انبوه روايات معتبر،راه شناخت امام زمان عليه السّلام باز است.
امام على بن موسى الرضا عليه السّلام،فرمود:
«...امام،امانتدار الهى ميان خلقش،و حجّت او بر بندگانش،و خليفۀ او در سرزمينهايش،و دعوتكننده به سوى خدا و دفاعكننده از حقوق واجب او بر بندگان است.امام،پاك شده از گناه و بركنار گشته از عيبها است كه همه علم،به او اختصاص دارد و به حلم شناخته مىشود.امام،نظامدهنده به دين و باعث سربلندى مسلمانان و خشم منافقان و از ميان رفتن كافران است.
امام،يگانه روزگار خويش است.هيچكس در مقام،به منزلت او نزديك نمىشود و هيچ عالمى با او برابرى نمىكند و براى او جايگزين پيدا نمىشود و شبيه و مانند ندارد.همه فضيلتها،مخصوص او است،بدون آن كه آنها را طلب كرده باشد؛بلكه اين،امتيازى است از طرف فضلكننده بسيار بخشنده، براى امام.... [١]
از گفتار بالا و ادامه روايت به دست مىآيد:
١.ارزش امامت،بيشتر و شأن آن،والاتر و جايگاهش بلندتر و درون آن،ژرفتر از آن است كه انديشۀ انسانها-آنگونه كه شايسته است-به آن راه يابد و بشر بتواند با عقل و درك خويش،امام را برگزيند.
٢.امامت زمام امور دين،نظام مسلمين،صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است.امامت،بنياد بالنده و فرع نمايان اسلام است.تماميّت نماز،زكات،روزه،حج،جهاد،تقسيم عادلانه سرمايههاى عمومى،اجراى احكام و حدود شرعى،پاسدارى از مرزهاى مملكت اسلامى،با امام تحقق مىپذيرد.
[١] .شيخ كلينى،كافى،ج ١،ص ٢٠١.