فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٨٧ - همسر و فرزند مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
بن ابى حمزه سخن را آغاز كرده، گفت: «براى ما از پدرانتان نقل شده است كه تمام وظائف امام، پس از رحلت به امامى مانند او منتقل مىشود.» امام رضا عليه السّلام به او فرمود:
«خبر بده مرا از حسين بن على عليهما السّلام امام بود يا نه؟» گفت: «امام بود.» حضرت فرمود: «پس چه كسى جانشين او شد؟» عرض كرد: «على بن حسين عليهما السّلام.»
اين پرسش و پاسخ ادامه يافت تا اينكه ابن ابى حمزه گفت: «براى ما روايت شده است كه امام درنخواهد گذشت، تا اينكه جانشين و نسل خود را ببيند.»
امام رضا عليه السّلام فرمود: «آيا در اين روايت، بيش از اين چيزى براى شما گفته نشده است؟» گفت: «نه.» حضرت فرمود:
«بلى و اللّه لقد رويتم فيه إلا القائم. . .
؛ بله؛ به خدا سوگند! برايتان روايت شده است، مگر قائم. . . .»
ابن ابى حمزه (با حالتى شبيه اعتراض) گفت: «اين قسمت در حديث است؟»
امام رضا عليه السّلام فرمود:
واى بر تو! چگونه جرأت كردى به چيزى كه بخشى از آن را رها كردهاى، بر من احتجاج كنى؟ [١]
افزون بر مسعودى، كشى نيز در رجال خود [٢]اين روايت را با اندك تفاوتى آورده است.
روشن است كه اين روايت نه فقط در دوران غيبت، بلكه در تمام عمر آن حضرت داشتن فرزند براى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را منتفى مىداند.
٢. شيخ طوسى در كتاب الغيبة نزديك به همين مضمون را در روايتى ديگر آورده است.
حسن بن على خزاز گفت: على بن ابى حمزه بر امام رضا عليه السّلام وارد شد و پرسيد: «آيا تو امام هستى؟» حضرت فرمود: «آرى.» على بن ابى حمزه گفت: «از پدربزرگ شما جعفر بن محمد شنيدم كه امامى نيست، مگر اينكه فرزندى دارد.» امام فرمود: «آيا فراموش كردى يا خود را به فراموشى زدى؟ اينچنين كه گفتى نفرمود. بلكه فرمود: امامى نيست، مگر اينكه فرزندى داشته باشد مگر امامى كه حسين بن على
[١] . «ويلك كيف اجترأت على بشىء تدع بعضه» ، على بن حسين مسعودى، اثبات الوصية، ص ٢٠٨.
[٢] . محمد بن عمر كشى، رجال الكشى، ص ٤٦٥.