فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٨٥ - انتقام
وديعه نهاده است؛ ليكن بهرهورى از اين حس خدادادى به تناسب مورد و كيفيت و مقدار استفاده از آن داراى احكام و وجوه گوناگونى است كه مىتوان آن را به انتقام پسنديده، مباح و ناپسند تقسيم كرد.
١. انتقام پسنديده و لازماسلام، با هرگونه ظلم و تعدى، به فرد يا جامعه مخالف است؛ ازاينرو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امرى ممدوح و گاه واجب مىشمارد. قرآن كريم در آيات ١٤ و ١٥ سورۀ توبه، به مسلمانان فرمان مىدهد با كافران و مشركان نبرد كنند، تا ضمن رفع شرك و كفر از روى زمين، خشم مؤمنان ستمديده فرو نشسته و دلهاى آنان تشفى يابد. شايد پسنديده بودن و وجوب انتقام در اين موارد بدان سبب باشد كه اگر از ستمگران انتقام گرفته نشود. موجب گستاخى آنان و پايمالى حقوق ديگران شده و فساد و ناامنى در جامعه گسترش مىيابد.
٢. انتقام مجازاگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پيامدى براى ديگران نداشته باشد، اين كار، جايز و روا خواهد بود؛ بدين معنا كه انسان در اينگونه موارد، بين گرفتن انتقام از ظالم يا عفو او مخيّر است. البته گرفتن انتقام به طور مطلق و در همۀ موارد روا نيست؛ بلكه در مواردى جايز است كه اسلام آن را روا دانسته باشد.
٣. انتقام مذموم و نارواانتقام، اگر برخاسته از تعصبهاى جاهلانه، دشمنىهاى نابجا و همراه تجاوز و تعدى باشد، ناروا و ناپسند است؛ زيرا در اين انتقامها نه فقط حقى به دست نيامده و ظلمى برطرف نمىگردد، بلكه خود موجب پاىمالى حقوق ديگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت. انتقامى كه در روايات و كتب اخلاقى از رذايل اخلاقى شمرده شده است و مؤمنان از آن نهى شدهاند، چنين انتقامى است.
از روايات فراوانى استفاده مىشود حضرت مهدى عليه السّلام هنگام قيام جهانى خود، از ستمگرانى كه به خاندان او و بشريت ستم كردند، انتقام خواهد گرفت؛ چه آنان كه حقوق پدران او را غصب كردند و مردم را از بهرهمندى از اين چراغهاى هدايت محروم ساختند، و چه آنان كه به فرودستان در طول تاريخ ستم كردند؛ بدين