فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤١١ - ملاقات با حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
اين ديدگاه، به طور عمده به رواياتى استناد مىشود كه در آن، سخن از ديده شدن حضرت به ميان آمده است؛ امّا تصريح شده كه در آن ديدار، هرگز شناختى از حضرت صورت نمىگيرد؛ بنابراين امكان ديدار هست؛ اما چون فرد، آن حضرت را نخواهد شناخت. شيخ صدوق با ذكر سند از سدير نقل كرده كه امام صادق عليه السّلام فرمود:
در قائم، سنّتى از يوسف است. . .
چرا اين مردم منكرند كه خداى تعالى با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد؟ بين ايشان گردش كند و در بازارهاى آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند، تا آنگاه كه خداى تعالى به او اذن دهد كه خود را به آنها معرفى كند؛ همانگونه كه به يوسف اذن داد. . . . [١]
سخن ديگر در تأييد اين ديدگاه از نايب خاص حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف محمد بن عثمان نقل شده است كه مىگويد:
به خدا سوگند! همانا صاحب اين امر، هرسال در موسم حج حاضر مىشود؛ مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد و مردم، او را مىبينند؛ ولى نمىشناسند. [٢]
از اين روايات، استفاده مىشود نه فقط هنگام ملاقات كه پس از آن هم، حضرت شناخته نمىشود.
منطقى است گفته شود كسى كه هنگام ديدار، آن حضرت را نشناخته است، دليلى وجود ندارد پس از آن بگويد آن كسى را كه ديده، به طور حتم حضرت بوده است. چه بسا از ملازمان آن حضرت يا يكى از اولياى الهى بوده كه به دستور آن حضرت، براى رفع مشكل او اقدام كرده است.
اين نكته، قابل تأمل است.
حجم روايات اين ديدگاه، بسيار كمتر از دستۀ نخست است؛ به هر حال مىتوان ديدگاه ياد شده را از آن به دست آورد. جمع بين دو ديدگاه ياد شده به اين صورت است
[١] . «إنّ فى القائم سنّة من يوسف. . . فما تنكر هذه الامة ان يكون اللّه عزّ و جلّ يفعل بحجّته ما فعل بيوسف أن يكون يسير فى أسواقهم و يطأ بسطهم و هم لا يعرفونه حتّى يأذن اللّه عزّ و جلّ له أن يعرّفهم نفسه كما أذن ليوسف. . .» ، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ١٤٤، باب ٥، ح ٣.
[٢] . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٣٦٢؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٥٢٠.