فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٥٦ - امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
مطلب حق است؛ آنگونه كه روز، حق است.» [١]سپس از آن حضرت سؤال شد: «اى پسر پيامبر! حجت و امام پس از شما كيست؟» فرمود:
«فرزندم محمّد. او امام و حجّت پس از من است. هركس بميرد و او را نشناسد، به مرگ جاهليّت مرده است.» [٢]
تا اينكه با شهادت يازدهمين پيشواى شيعيان در هشتم ربيع الاول سال ٢٦٠ ق، [٣]در حالى كه بيش از پنج بهار [٤]از عمر آخرين ذخيرۀ الهى سپرى نشده بود، فصل بهرهمندى مستقيم انسانها از امام ظاهر به پايان رسيد و در پى آن، دورانى بسيار مهّم در زندگى پيروان اهل بيت عليهم السّلام پيش آمد. اين دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد:
رسيدن آخرين حجّت الهى به مقام امامت و ديگر؛ قرار گرفتن آن حضرت در پردۀ پنهانزيستى.
اگرچه برگزيدگانى از شيعه براى اين مرحله آمادگى كامل داشتند، مىبايست هردو رخداد (امامت و غيبت) ، براى عموم شيعيان به اثبات برسد؛ چرا كه حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف نخستين روز امامت را در حالى آغاز كرد كه جز افرادى اندك كه پيش از آن، در دورۀ امام عسكرى عليه السّلام آن حضرت را ديده بودند [٥]، كسى او را نديده بود. تا اينكه روز درگذشت امام يازدهم و نخستين روز امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف، فرارسيد و آن حضرت، ناگزير ميان مردم آمده، بر پيكر پدر نماز گزارد.
اين رخداد، به گونههايى چند روايت شده است. در يك روايت، شيخ صدوق، آن را به صورت مفصل از زبان ابو الاديان، يكى از خدمتكاران خانه و متصدى امور نامههاى امام عسكرى عليه السّلام گزارش كرده است. [٦]
در اين رخداد، آنچه براى مردم، از
[٩] -زمانه مات ميتة جاهليّة» ، همان، ص ٤٠٩، ح ٩.
[١] . «إنّ هذا حقّ كما أنّ النّهار حقّ» ، همان.
[٢] . «ابنى محمد و هو الامام و الحجّة بعدى من مات و لم يعرفه مات ميتة جاهليّة» ، همان.
[٣] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٥٠٣.
[٤] . شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٣٩.
[٥] . ر. ك: شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٣٨٤ و ٤٥٧.
[٦] . همان، ص ٤٧٥، باب ٤٣، ح ٢٥. همچنين ر. ك: نيلى نجفى، منتخب الانوار المضيئة، ص ١٥٧؛ قطب الدين راوندى، الخرائج و الجرائح، ج ٣، ص ١١٠١.