فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١١ - باب (على محمد شيرازى)
ميرزا (كه در آن وقت وليعهد بود) و چند تن از علما ترتيب دادند. على محمد را در آن مجلس حاضر كردند.
على محمد در آنجا آشكارا از مقام مهدويت خود سخن گفت؛ ولى در پاسخ اشكالات و پرسشهاى علماى حاضر، فروماند. [١]
پس از آشكار شدن عجز على محمد در اثبات ادعاى خود، وى را چوب زده تنبيه نمودند. او از دعاوى خويش تبرى جست و اظهار پشيمانى كرد و خطاب به وليعهد توبهنامۀ رسمى نوشت. صورت توبۀنامۀ على محمد را يكى از مريدانش در كتاب خود آورده است. [٢]
بدين سان على محمد از دعاوى خود بازگشت؛ ولى توبۀ او صورى بود، چنانكه پيش از توبۀ اخير در شيراز نيز بر فراز منبر و برابر مردم نيابت و بابيت خود را انكار كرد؛ اما چيزى نگذشت كه ادعاهاى بالاترى را به ميان آورد و از پيامبرى و رسالت خويش سخن گفت. در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از مرگ او (١٢٦٤) از سوى مريدان سيد على محمد آشوبهايى در كشور پديد آمد. [٣]و آنان، چنين مىپنداشتند كه ياران مهدى موعودند و بزودى جهان را در تسخير خود خواهند گرفت و بر شرق و غرب فرمانروايى مىكنند.
ميان ايشان و نيروى دولتى، جنگ درگرفت و فتنۀ آنان با پيروزى قواى دولت و كشته شدن ملا محمد على بارفروشى در جمادى الثانى ١٢٦٥ پايان گرفت. در زنجان نيز شورشى به سركردگى ملا محمد على زنجانى پديد آمد كه به شكست بابيان انجاميد (١٢٦٦) . در تهران نيز گروهى از بابيان به رهبرى على ترشيزى بر آن شدند تا ناصر الدين شاه و اميركبير و امام جمعۀ تهران را به قتل رسانند؛ اما نقشۀ آنان كشف شد و ٣٨ تن از سران بابيان دستگير و هفت تن از آنها كشته شدند.
شگفت آنكه مريدان على محمد در جنگهاى قلعۀ طبرسى و زنجان، از مسلمانى دم مىزدند و نماز مىگزاردند و از «بابيت» سيد على محمد جانبدارى
[١] . ن. ك: فاضل مازندرانى، ظهور الحق، ج ٣، ص ١٤.
[٢] . ن. ك: ابو الفضل گلپايگانى، كشف الغطاء، ص ٢٠٤-٢٠٥.
[٣] . ن. ك: حاجى ميرزاجانى كاشانى، نقطة الكاف، ص ١٦٢.