فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٧٢ - ولادت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
حضور در بيت آن بزرگوار، سرپرست امور نامههاى آن حضرت و بردن آنها به شهرهاى مختلف بود. او، يكى از كسانى است كه روايت شهادت امام عسكرى عليه السّلام و نماز خواندن حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف بر پيكر آن حضرت را ذكر كرده است. [١]
و. گزارش برخى از دانشمندان اهل سنّتبيشتر اهل سنّت-آنگونه كه شيعه باور دارد-اعتقادى به زاده شدن مهدى موعود ندارند؛ اما دانشمندانى چند از ايشان، علاوه بر تصريح يا اشاره به ولادت آن حضرت در سال ٢٥٥ ق، او را همان موعود در كلام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم دانستهاند.
افرادى از اهل سنت كه در نوشتههاى خود به ولادت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف اشاره كردهاند، دو دسته هستند: [٢]
يك. كسانى كه ولادت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را گزارش كردهاند؛ ولى در بارۀ موعود بودن او ساكت ماندهاند. [٣]
ابن اثير (م ٦٣٠ ق) ، در الكامل فى التاريخ دربارۀ حوادث سال ٢٦٠ ق چنين مىنويسد:
در اين سال، ابو محمد علوى عسكرى وفات كرد. او يكى از دوازده امام مذهب اماميه و پدر محمّد است كه معتقدند او منتظر مىباشد. [٤]
ابن خلكان (م ٦٨١ ق) در وفيات الاعيان [٥]و ذهبى (م ٧٤٨ ق) در كتاب العبر [٦]چنين گزارشى ارائه كردهاند.
دو. كسانى كه علاوه بر گزارش ولادت آن حضرت، به موعود بودن آن حضرت تصريح كردهاند (البته اين دسته كم شمارند) :
كمال الدين محمد بن طلحۀ شافعى (م ٦٥٢ ق) در كتاب مطالب السؤول گويد:
[١] . همان، ج ٢، ص ٤٧٥؛ باب ٤٣، ح ٢٥. همچنين ر. ك: نيلى نجفى، منتخب الانوار المضيئة، ص ١٥٧؛ الخرائج و الجرائح، ج ٣، ص ١١٠١.
[٢] . اينجا فقط به موارد اندكى اشاره شده است. براى تفصيل بيشتر، ر. ك: سيد ثامر هاشم العميدى، مهدى منتظر در انديشه اسلامى، ص ١٨٥-٢٠٠؛ همو، در انتظار ققنوس، مهدى عليزاده، ص ١٨٨-١٩٨.
[٣] . برخى اهل سنّت كه ولادت حضرت مهدى عليه السّلام را گزارش كردهاند، فقط آن را از ديدگاه شيعه بيان كردهاند، در حالى كه عدهاى گمان كردهاند كسانى كه ولادت آن حضرت را نقل كردهاند بر اين باور هستند كه آن حضرت به دنيا آمده است.
[٤] . سيد ثامر هاشم العميدى، مهدى منتظر در انديشه اسلامى، ص ١٨٦، به نقل از: ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٢٧٤ در پايان حوادث سال ٢٦٠ قمرى.
[٥] . همان به نقل از: ابن خلكان، وفيات الاعيان، ج ٤، ص ١٧٦، ح ٥٦٢.
[٦] . همان.