فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣١٧ - غيبت (پنهان شدن) مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
تعالى با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد؟ بين ايشان گردش كند و در بازارهاى آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند. تا آنگاه كه خداى تعالى به او اذن دهد كه خود را به آنها معرفى كند؛ همانگونه كه به يوسف اجازه داد. . . [١]
نيز سخن نايب خاص آن حضرت، محمد بن عثمان كه در اين باره مىگويد:
به خدا سوگند! همانا صاحب اين امر، هرسال در موسم حج حاضر مىشود؛ مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد و مردم او را مىبينند؛ ولى نمىشناسند. [٢]
لازم يادآورى است با توجه به معناى لغوى غيبت، بهرهبردارى اين معنا از رواياتى كه به صورت مطلق غيبت را براى آن حضرت ثابت كردهاند، نيازمند قرينه است.
٣. پنهان بودن جسم و پنهان بودنعنوان، به تناسب شرايط
آگاهى به چگونگى غيبت حضرت مهدى عليه السّلام فقط نزد پروردگار متعال است؛ امّا از مجموع روايات مىتوان ديدگاه سومى ارائه كرد. و آن عبارت است از اينكه: حضرت در مواردى كه صلاح بداند از ديدگان مردم پنهان است-البته با تصرّفى كه به قدرت الهى در ديدگان افراد مىنمايد. نه نامرئى كردن جسم خويش-و در مواردى كه آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشكار در جامعه حركت مىكند و مردم او را مىبينند؛ ولى نمىشناسند.
در برخى پيامبران پيشين نيز چنين پنهانزيستىاى-البته با ويژگىهاى خاص خود-سابقه داشته است؛ به گونهاى كه شيخ صدوق اساس نگارش كتاب كمال الدين و تمام النعمه را بر اين باور بنا نهاده است.
بنابراين مىتوان نتيجه گرفت سخنان نورانى پيشوايان معصوم عليهم السّلام از حقايق مربوط به غيبت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف آن مقدار كه مخاطبان مىفهميدند در اختيار آنها قرار مىداد و بيش از آن را به دوران ظهور حضرتش واگذار مىكردند كه
[١] . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، ص ١٤٤، باب ٥، ح ٣.
[٢] . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٣٦٢؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٥٢٠؛ نيز: سيّد رضا صدر، راه مهدى عليه السّلام، ص ٧٨.