فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٧٨ - محمد
در اين دسته از روايات نيز به سبب وجود ضماير مخاطب در «يغيب عنكم» و «لا يحل لكم» ، ممكن است گفته شود: حرمت، فقط متوجه مخاطبان آن حضرت بود و اين، به دليل فشارهايى است كه ظالمان به سبب نام بردن حضرت بر شيعيان وارد مىكردند. [١]
از اين دسته روايات، به دليل وجود احتمالات، نمىتوان حرمت را براى همگان به طور قطعى استفاده كرد.
١-٤. كسى كه آن حضرت را بين مردم نام ببرد، ملعون است. با اين مضمون، توقيعى از امام عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف صادر شده است كه مىفرمايد:
لعنت خدا بر كسى كه مرا در ميان جمعى از مردم نام برد! [٢]
در اين روايت نيز احتمالاتى وجود دارد. ممكن است مقصود روايت، دوران غيبت صغرا باشد؛ يعنى، زمانى كه آن حضرت ميان جمعى حضور مىيافتند و اگر كسى نام او را افشا مىكرد، موجب فاش شدن اسرار مىشد و خطرى متوجه آن حضرت مىگرديد؛ وگرنه صرف نام بردن-بدون اشاره به وجود ظاهرى آن حضرتايشان-مايه ضرر و زيانى نخواهد شد. احتمال ديگر اينكه مقصود از «فى مجمع من الناس» مخالفان و اهل سنّت باشد.
دو. روايات عدم جواز تا هنگام ظهورمحمد بن زياد ازدى از امام موسى بن جعفر عليه السّلام دربارۀ امام غايب عليه السّلام نقل كرده است:
. . . كسى كه ولادتش بر مردمان پوشيده و ذكر نامش بر آنها روا نيست، تا آنگاه كه خداى تعالى او را ظاهر ساخته و زمين را از عدل و داد آكنده سازد؛ همانگونه كه پر از ظلم و جور شده باشد. [٣]
عبد العظيم حسنى گويد:
. . . امام هادى عليه السّلام فرمود: «. . . و
[٦] -الغيبة، ص ٢٠٢، ح ١٦٩؛ مسعودى، اثبات الوصية، ص ٢٧٨؛ فتال نيشابورى، روضة الواعظين، ص ٢٦٢؛ محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٢٨، ح ١٣.
[١] . ر. ك: مولى صالح مازندرانى، شرح اصول الكافى، ج ٦، ص ٢٢٤.
[٢] . «من سمانى فى مجمع من النّاس فعليه لعنة اللّه» ، همان، ج ٢، ص ٤٨٣، ح ٣.
[٣] . «. . . تخفى على النّاس ولادته و لا تحلّ لهم تسميته حتّى يظهره اللّه فيملا الارض عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما» ، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٣٦٨، ح ٦.