فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٥ - أشراط الساعة
خوردن بيت المال نوعى غنيمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نيكى مىنمايد و ستاره دنبالهدار طلوع مىكند.
سلمان باز پرسيد: يا رسول اللّه آيا چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود:
آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان! در اين موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نيامده بلكه در گرماى تابستان مىبارد و افراد كريم سخت خشمگين مىگردند، مرد فقير تحقير مىشود، در اين هنگام بازارها به هم نزديك مىشوند وقتى يكى مىگويد: "من چيزى نفروختم"و آن ديگرى مىگويد: "من سودى نبردهام" طورى مىگويند كه هرشنونده مىفهمد دارد به خدا بدوبيراه مىگويد.
سلمان پرسيد: آيا حتما چنين وضعى خواهد شد يا رسول اللّه؟ فرمود: آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است، اى سلمان در اين هنگام اقوامى بر آنان مسلط مىشوند كه اگر لب بجنبانند كشته مىشوند و اگر چيزى نگويند دشمنان همه چيزشان را مباح و براى خود حلال مىكنند تا با بيت المالشان كيسههاى خود را پر كنند و به ناموسشان تجاوز نموده، خونشان را بريزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب كنند و در آن روز مؤمنين را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمىبينى.
سلمان گفت: يا رسول اللّه آيا چنين روزگارى بر مؤمنين خواهد گذشت؟ فرمود:
آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام چيزى از مشرق مىآورند و چيزى از مغرب تا امت اسلام را سرپرستى كنند، در آن روز واى به حال ناتوانان امت من، از شر شرقى و غربىها و واى به حال آن شرقيان و غربيان از عذاب خدا، آرى نه كوچكى را رحم مىكنند و نه پاس حرمت بزرگى را دارند و نه از هيچ مقصرى عفو مىكنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است، جثه آنان جثه و بدن آدميان است ولى دلهاشان دلهاى شياطين.
سلمان عرضه داشت: يا رسول اللّه آيا چنين روزى خواهد رسيد؟ فرمود:
آرى به آن خدايى كه جانم به دست او است اى سلمان، در اين هنگام مردان به مردان اكتفاء مىكنند و