فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٦٥ - كيسانيه
دسته وى را همان امام منتظر مىدانند؛ و هيچكس را پس از وى امام نمىدانند. گروه ديگر، مرگ محمّد را باور كرده، پس از وى ابو هاشم عبد اللّه بن محمّد را به امامت برگزيدند و به حلول روح محمّد در ابو هاشم اعتقاد يافتند.
شمارى از كيسانيه نيز پس از مرگ محمّد بن حنفيه، به امامت راستين اعتقاد يافته، مستبصر شدند. [١]از جملۀ اينان مىتوان سيد اسماعيل حميرى را نام برد كه نخست كيسانى مذهب بود، تا آنكه به ديدار امام صادق عليه السّلام نايل آمد و نشانههاى امامت و وصايت را در او ديد و از ايشان از امر غيبت پرسيد.
امام صادق عليه السّلام فرمود: «آن، حق است؛ ولى غيبت در دوازدهمين امام واقع مىشود. آنگاه سيد را از مرگ محمد بن حنفيه آگاه فرمود و اينكه پدرش امام باقر عليه السّلام شاهد به خاك سپردن او بوده است. حق بر سيد روشن شد و از آن عقيده برگشت و استغفار كرد. پس به حق گراييد و به مذهب امامى در آمد. [٢]
در مجموع دربارۀ فرقۀ كيسانيه گفته شده است:
يكم. محمّد بن حنفيه اصلا ادعاى مهدويّت نداشته است.
دوم. مختار ثقفى هم مدعى مهدويّت محمّد بن حنفيه نبود. اين، اتهامى است كه عباسيان و برخى از دشمنان، با انگيزههاى مختلف، به آن دامن زدهاند.
سوم. اين فرقه، منقرض شده است و كسى در عصر حاضر، به امامت محمّد بن حنفيه اعتقاد ندارد. [٣]
[١] . ر. ك: مقالات الاسلاميين، ص ٢٣.
[٢] . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ١، مقدمه.
[٣] . ر. ك: شيخ طوسى، كتاب الغيبة، فصل ١ (الدليل على فساد قول الكيسانيه) .