فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١١٢ - باب (على محمد شيرازى)
مىكردند. [١]
ظاهرا در آن هنگام هنوز ادعاى مهدويت و نبوت وى بديشان نرسيده بود؛ ازاينرو به اعتراف وقايعنگاران بابى برخى از بابيان به محض اينكه در «بدشت» از ادعاى مهدويت على محمد و تغيير احكام اسلام باخبر شدند، به شدت از او روى گرداندند. [٢]
پس از مرگ محمد شاه و بالا گرفتن فتنۀ بابيه، ميرزا تقى خان اميركبير- صدراعظم ناصر الدين شاه-مسامحه در كار على محمد باب را روا نديد و تصميم گرفت او را در ملاعام به قتل رساند و از اين راه آتش شورشها را فرونشاند. براى اين كار، از برخى علما فتوا خواست؛ ولى به گفتۀ ادوارد براون:
دعاوى مختلف و تلون افكار و نوشتههاى بىمغز و بىاساس و رفتار جنونآميز او علما را بر آن داشت كه به علت شبهۀ خبط دماغ بر اعدام وى رأى ندهند. [٣]
با وجود اين برخى از علما كه احتمال خبط دماغ دربارۀ على محمد را نمىدادند و او را مردى دروغگو و رياستطلب مىشمردند، به قتل وى فتوا دادند و على محمد همراه يكى از پيروانش در ٢٧ شعبان ١٢٦٦ در تبريز تيرباران شد.
عقايدعلى محمد باب، از آغاز دعوت خود، عقايد و آراى متناقضى ابراز داشت. آنچه از بيان (مهمترين كتاب او نزد پيروانش) فهميده مىشود، آن است كه وى خود را برتر از همۀ انبياى الهى مىانگاشته و مظهر نفس پروردگار مىپنداشته است [٤]و عقيده داشته كه با ظهورش، آيين اسلام منسوخ و قيامت موعود در قرآن به پا شده است. [٥]به علاوه على محمد خود را مبشر ظهور بعدى شمرده و او را «من يظهره اللّه» خوانده است و در ايمان پيروانش بدو تأكيد فراوان دارد. [٦]على محمد در حقانيت اين آرا پافشارى نموده و در برخورد با افرادى كه بابى نباشند، خشونت بسيارى را سفارش كرده است؛
[١] . عبد الحسين آيتى، الكواكب الدرية فى مآثر البهائية، ج ١ ص ١٦.
[٢] . همان، ج ١، ص ١٣٠.
[٣] . محمد باقر نجفى، بهائيان، ص ٢٥٢.
[٤] . على محمد باب، بيان عربى، ص ١.
[٥] . همو، لوح هيكل الدين، ص ١٨.
[٦] . بيان عربى، ص ٥-٦.