فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣٨٤ - محمد بن على شلمغانى
وى پيشتر كتابهاى بسيارى داشت و در آنها، انبوه رواياتى را كه از امامان عليهم السّلام شنيده بود، گردآورى و دسته بندى كرده بود، [١]اما هنگامى كه راه انحراف و ارتجاع در پيش گرفت و در انديشه، عقيده و عمل دگرگون شد، در روايات تغييراتى پديد مىآورد؛ هرچه مىخواست بر آنها مىافزود و هرچه دلخواه او بود، كم مىكرد. نجاشى در رجال خود دربارۀ وى مىنويسد:
ابو جعفر محمد بن على شلمغانى از پيروان مذهب اماميه بود؛ اما رشك و حسد بر جايگاه ابو القاسم حسين بن روح، وى را بر آن داشت كه ترك مذهب اماميه گويد و داخل كيشهاى مردود شود؛ تا بدان جا كه از طرف امام غايب، توقيعاتى بر ضد او صادر شد. سرانجام به امر سلطان [-دولت]به دار آويخته شد. [٢]
مردم پس از صدور لعن شلمغانى، نزد حسين بن روح رفته گفتند:
«خانههاى ما از آثار شلمغانى انباشته است؛ چه كنيم؟» وى گفت: «نظر من، دربارۀ كتابهاى او همان چيزى است كه امام عسكرى عليه السّلام دربارۀ كتابهاى بنى فضّال فرمود:
"اعتقادات آنان را كنار گذاريد و آنچه نقل كردهاند، بپذيريد".» [٣]
شيخ طوسى سبب كشته شدن شلمغانى را چنين دانسته است: زمانى كه ابو القاسم حسين بن روح او را آشكارا نفرين كرد و همهجا شهرت يافت و مردم از وى دورى جستند، تمام شيعيان از او برحذر بودند؛ به طورى كه نتوانست به نيرنگهاى خود ادامه دهد. روزى در محفلى كه سران شيعه حاضر بودند و همه نفرين شلمغانى و دورى از او را از ابو القاسم حسين بن روح نقل مىكردند، شلمغانى به حاضران گفت: من و او [- حسين بن روح]را در جايى بخواهيد، تا من دست او و او هم دست مرا بگيرد و در حق يكديگر نفرين كنيم.
اگر آتش نيامد و او را نسوزاند، هرچه او دربارۀ من گفته، درست است.» اين خبر در خانۀ ابن مقله اتفاق افتاد و از آنجا به گوش «الراضى باللّه» خليفۀ عباسى رسيد. «راضى» هم دستور داد
[٤] -ص ١٣٦.
[١] . احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ج ٢، ص ٢٣٩.
[٢] . همان، ص ٢٩٤.
[٣] . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٣٨٧.