فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٥٥ - زيديه
به دار آويخته شد. سرش را به دمشق نزد هشام و از آن جا به مدينه بردند.
امام باقر عليه السّلام دربارۀ زيد مىفرمود:
«خدايا! پشت مرا به زيد محكم فرما.» آن حضرت با مشاهده زيد، آيه يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوّٰامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ. . . ؛ [١]را تلاوت مىكرد و مىفرمود: «اى زيد! تو نمونۀ عمل به اين آيه هستى» . [٢]
پيروان زيد اطراف يحيى و فرزندش را گرفتند. يحيى در خراسان قيام كرد (١٢٥ ق) و در جوزجان كشته شد. پيروان او به فرقههاى مختلف (رافضيه، جاروديه، عجليه، بتريه، صالحيه و زيديه) تقسيم و قائل به مهدويّت زيد و منتظر ظهور او شدند. [٣]زيد از حيث علم، زهد، ورع، شجاعت و ديانت، از بزرگان اهل بيت عليهم السّلام به شمار مىرود. اين كه خود زيد ادعاى امامت يا مهدويت داشته باشد، در منابع يافت نشده است؛ بلكه روايتى از خود او، مؤيد عقيده صحيحش در امر مهدويّت است. او مىفرمايد: پدرم، على بن حسين عليهما السّلام از پدرش حسين بن على عليهما السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم روايت كرده است:
اى حسين! تو امامى و نه تن از فرزندان تو امينان و امامان معصومند و نهمين آنان، مهدى ايشان است. [٤]
[١] . نساء (٤) :١٣٥.
[٢] . علامه امينى، الغدير، ج ٣، ص ١٧٠.
[٣] . شهرستانى، الملل و النحل، ج ١، ص ٥٤.
[٤] . على بن محمّد خزاز رازى قمى، كفاية الاثر، ص ٣٢٧.