فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٣١٦ - غيبت (پنهان شدن) مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
. . . تا آنگاه كه از فرزندان من از ديدگان مردمان پنهان شود. . . پس به پروردگار على سوگند! حجّت حق، بر زمين استوار است، در جادهها حركت مىكند. در خانهها و قصرها وارد مىشود و در شرق و غرب زمين به گردش مىپردازد، سخن مردم را مىشنود و بر مردم سلام مىكند، مىبيند و ديده نمىشود، تا زمان ظهور وعدۀ الهى و نداى آسمانى.
هان! آنروز، روز شادى فرزندان على و پيروان او است. [١]
امام صادق عليه السّلام فرمود:
مردم امام خويش را گم مىكنند؛ پس آن امام در موسم حج حضور مىيابد و مردم را مىبيند؛ ولى مردم او را نمىبينند. [٢]
وقتى دربارۀ امام مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف از امام رضا عليه السّلام پرسيدند، فرمود: «جسمش ديده نمىشود.» [٣]
روشن است كه اين روايات و احاديثى مانند آن، بر ديده نشدن آن حضرت دلالت دارد و قابل تأويل بر شناخته نشدن، نخواهد بود؛ چرا كه در معناى ديده نشدن صراحت دارد.
اين برداشت، افزون بر آنكه با معناى لغوى غيبت مطابقت دارد، با رواياتى كه حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف در دوران غيبت را به خورشيد پس ابر تشبيه نموده، همخوانى بيشترى دارد.
٢. پنهان بودن عنواناين ديدگاه، بر اين است كه آن حضرت، افزون بر اينكه عمر شريف خود را در جوامع انسانى، سپرى مىكند، مردم را مىبيند و مردم نيز او را مىبينند؛ ولى او را نمىشناسند. به تعبير ديگر، فقط از نگاه معرفتى و شناختى مردم پنهان است، نه از ديد ظاهرى. افرادى كه بر اين ديدگاه پافشارى مىكنند، به رواياتى استدلال كردهاند؛ از جمله روايتى كه سدير از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه:
در قائم، سنّتى از يوسف است. . .
چرا اين مردم منكرند كه خداى
[١] . نعمانى، الغيبة، ص ١٤٤.
[٢] . «يفقد النّاس امامهم يشهد الموسم فيراهم و لا يرونه» ، شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ١٦١، ح ١١٩؛ شيخ كلينى، الكافى، ج ١ ص ٣٣٧، ح ٦؛ نعمانى، الغيبة، ص ١٧٥ ح ١٤؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، باب ٣٣، ص ٣٤٦، ح ٣٣.
[٣] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٣٣؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٣٧٠.