فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٠٩ - باب (على محمد شيرازى)
سيد كاظم رشتى شاگردى مىكرد، با مسائل عرفانى و تفسير و تأويل آيات و احاديث و مسائل فقهى به روش شيخيه آشنا شد و از آراى شيخ احسائى آگاهى يافت. [١]به علاوه هنگام اقامت در كربلا، از درس ملا صادق خراسانى كه او نيز مذهب شيخى داشت بهره گرفت و چندى نزد وى بعضى از كتب ادبى متداول آن ايام را خواند. [٢]در ١٢٥٧ به شيراز بازگشت و در هرفرصت، مطالعۀ كتب دينى را فراموش نمىكرد.
خودش مىگويد:
و لقد طالعت سنا برق جعفر العلوى و شاهدت بواطن آياتها؛ [٣]
همانا كتاب سنابرق، اثر سيد جعفر علوى [مشهور به كشفى]را خواندم و باطن آياتش را مشاهده كردم.
على محمد، گذشته از دلبستگى به انديشههاى شيخى و باطنى به رياضتكشى نيز مايل بود و هنگام اقامت در بوشهر، در هواى گرم تابستان، از سپيدهدم تا طلوع آفتاب و از ظهر تا عصر بر بام خانه، رو به خورشيد اورادى مىخواند. [٤]
پس از درگذشت سيد كاظم رشتى، مريدان و شاگردان وى جانشينى براى وى مىجستند كه به قول ايشان مصداق «شيعۀ كامل» يا «ركن رابع» باشد. در اينباره، ميان چند تن از شاگردان سيد كاظم رقابت افتاد. على محمد نيز در اين رقابت شركت كرد، بلكه پاى از جانشينى سيد رشتى فراتر نهاد و خود را «باب» امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف يا «ذكر» او يعنى واسطۀ ميان امام و مردم شمرد. ادعاى على محمد، چون شگفتآورتر از دعاوى ساير رقيبان بود، واكنش بزرگترى يافت و نظر گروهى از شيخيان را به سوى وى جلب كرد. هجده تن از شاگردان سيد كاظم كه همگى شيخى مذهب بودند (و بعدها سيد على محمد آنها را حروف حىّ ناميد) پيرامونش را گرفتند. [٥]
على محمد، در آغاز امر، بخشهايى از قرآن كريم را با روشى
[١] . همو، اسرار الاثار، ج ١، ص ١٩٢-١٩٣.
[٢] . همان، ج ٤ ص ٣٧٠.
[٣] . همو، ظهور الحق، ج ٣، ص ٤٧٩.
[٤] . تاريخ نبيل زرندى، ص ٦٧.
[٥] . عبد الحسين آيتى، الكواكب الدرية فى مآثر البهائية، ج ١ ص ٤٣.