فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٤٨٦ - همسر و فرزند مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
بعضى از روايات، مثل خبر «كمال الدين انبارى» و خبر «زين الدين مازندرانى» از جهت غرابت و ضعف ظاهرى كه در متن آنها است، قابل استناد نمىباشد و بعضى ديگر، همچون فقرات برخى از «ادعيه و زيارات» نيز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور مىباشد. [١]
پس دليل دوّم قائلان به ازدواج آن حضرت كه روايات است، مخدوش مىشود و جايى براى استفاده و استدلال به آن باقى نمىماند؛ لذا نمىتوانيم به آن روايات تمسّك كنيم.
ديدگاه دوم: انكار همسر و فرزنددر اين احتمال نيز به دو دليل تمسك شده است:
الف. ازدواج با فلسفۀ غيبت منافات دارد؛
ب. رواياتى كه به ازدواج نكردن تصريح دارد.
دليل نخستدر اين احتمال، گفته شده همسر داشتن براى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف با فلسفۀ غيبت در تعارض است؛ چرا كه فلسفۀ غيبت، دور و پنهان بودن از مردم است، تا اينكه گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان باشد؛ ازاينرو هرچيزى كه خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نيست و ازدواج با اين امر و فلسفه منافات دارد.
بنابراين ازدواج كارى مستحب، پسنديده و مهم است و حفظ اسرار و پنهانزيستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى مهمتر است؛ پس هر گاه امرى داير شود بين مهم و مهمتر، عقل، مهمتر را برمىگزيند.
به عبارت ديگر، مصلحت فلسفۀ غيبت از مصلحت ازدواج بيشتر است؛ ازاينرو فلسفۀ غيبت، مانعى است براى ازدواج و مىتواند از تحقق ازدواج جلوگيرى كند. حال كه ازدواج مانع دارد، ازدواج نكردن آن حضرت نمىتواند روگردانى از سنّت به شمار آيد؛ چون آن حضرت اعراض نكرده، بلكه امر مهمتر را برگزيده است.
دليل دوماين گروه، افزون بر آنچه ياد شد، به رواياتى نيز استدلال كردهاند:
١. مسعودى در اثبات الوصيه نقل كرده است: على بن حمزه و ابن سراج و ابن ابى سعيد مكاوى به محضر امام رضا عليه السّلام وارد شدند. على
[١] . لطف اللّه صافى گلپايگانى، پاسخ ده پرسش، ص ٥٤-٥٥.