فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٧٧ - انتظار فرج
باشد. يك منتظر راستين، كسى است كه نه فقط به سبب محروم بودن خود از حضور ظاهرى امام وضع موجود را برنمىتابد كه محروم بودن جامعه بشرى از نعمت حضور ظاهرى امام نيز او را آزار مىدهد. او بر خود لازم مىداند همۀ عواملى را كه باعث غيبت آن حضرت شده است، به اندازه توان خود برطرف كند.
ب. اميد دستيابى به وضع مطلوبيكى از نعمتهاى بزرگ خداوند در نهاد انسان، كمالطلبى او است، به گونهاى كه همۀ فعاليتهاى خود را در سمت آن، سوق مىدهد.
ج. حركت و تلاش براى گذر از وضعموجود و قرار گرفتن در وضع مطلوب
شكى نيست غيبت آخرين پيشواى معصوم، سبب مىشود برخى راههاى كمال بر انسان و جامعه بسته شود.
در انتظار، اميد به دستيابى وضع بهتر، مؤلفهاى اساسى است كه انسان را از ركود و خمودگى برحذر داشته، او را به تلاش در راه رسيدن به وضع مطلوب وامىدارد. در اين صورت، اگر به دلايلى به وضع مطلوب هم نرسيد، به دليل اهتمام و سعى او، خداوند سبحانه و تعالى پاداش كسانى را آن مرحله را درك مىكنند به او خواهد داد.
اين اميدوارى، ناگزير مراحلى را در بر خواهد داشت كه برخى بدين قرارند:
١. آگاهى به عدم حضور ظاهرى امامگاهى انسان در زندگى كمبودى دارد؛ امّا به سبب آنكه به آن كمبود آگاهى ندارد، هرگز در پى رفع آن كمبود هم نمىرود و هرگز براى جبران آن از خود تلاشى نشان نمىدهد؛ پس در نخستين مرحلۀ انتظار، مىبايست آگاه شد كه حجت الهى در پردۀ غيبت است.
٢. احساس نياز به امام حاضرممكن است در عصر پنهانزيستى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف كسى به غيبت آن حضرت آگاهى هم داشته باشد؛ امّا هرگز به اين ديدگاه نرسيده كه جامعۀ بشرى نيازمند چنين رهبرى الهى است. به بيان ديگر، مؤلفۀ پيشين وجود دارد؛ امّا فرد هرگز به آن حجت الهى احساس نياز پيدا نكرده است. او بر اين باور است كه مردم چه نيازى به امام معصوم دارند؛ در حالى كه زندگى خود را سپرى مىكنند. چنين كسى هرگز نمىتواند انتظار ظهور حضرتش را درون خود پديد آورد.