فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٥٩ - امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
عقل انسان به صورت معمول حد و مرز خاصى دارد؛ ولى مىدانيم هميشه در انسانها افرادى استثنايى وجود داشتهاند. چه مانعى دارد كه خداوند سبحانه و تعالى اين دوران را براى بعضى از بندگانش به خاطر مصالحى فشردهتر كند و در سالهاى كمترى چكيده نمايد؟ همانگونه كه براى سخن گفتن، به صورت معمول گذشتن يكى دو سال از تولد لازم است؛ در حالى كه مىدانيم حضرت عيسى عليه السّلام در همان روزهاى نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنى پر محتوا كه طبق روال عادى در شأن انسانهاى بزرگسال بود. [١]
اين تفسير، در ادامه، اين آيه را دليل روشنى بر درست بودن امامت برخى امامان عليهم السّلام در خردسالى دانسته است.
بنابراين، همانگونه كه خداوند سبحانه و تعالى، مقام نبوّت را به كودك خردسالى داد، مىتواند مقام امامت را نيز با تمام ويژگىهاى لازم، به كودكى عطا فرمايد.
همانگونه كه پيش از اين نيز ياد شد، روايتهاى فراوان و شواهد تاريخى، گوياى آن است كه پيش از حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف دو امام (امام جواد و امام هادى عليهما السّلام) نيز پيش از سن بلوغ جسمانى به امامت رسيدند. اين، خود ايجاد آمادگى براى پذيرش امامت حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف، در كودكى بود. در ميان امامان دوازدهگانه، نخستين پيشوايى كه در سن كودكى به امامت رسيد، جواد الائمه عليه السّلام بود.
حضرت امام محمد تقى عليه السّلام نهمين پيشواى شيعيان و يگانه فرزند حضرت رضا عليه السّلام، در روز دهم رجب سال ١٩٥ ق در مدينه چشم به جهان گشود. آن حضرت، در هفت سالگى به مقام امامت رسيد. [٢]از آنجا كه اين مسأله در دوران امامت بىسابقه بود، در ابتدا برخى بدان اعتراض كردند؛ ولى رفتهرفته با هدايتهاى امام رضا عليه السّلام و كرامتهايى از خود آن حضرت، دل شيعيان آرام گرفت.
معمّر بن خلاّد گويد: از امام رضا عليه السّلام شنيدم مطلبى دربارۀ امر امامت بيان كرد و سپس فرمود:
[١] . ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٢٧.
[٢] . شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٢٧٣.