فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٩ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
فارغ از قضاوتهاى شخصى سروش، گزارش او از فقهشناسى غزالى، يكسويه و گزينشى است. او نديده و يا نخواسته است همه آنچه را كه در كلمات غزالى پيرامون فقه وجود دارد بيان كند. ترديدى نيست كه غزالى فقه را علمى دنيوى معرفي كرده است و مرتبه آن را در ميان علوم شرعى پايينتر از جايگاه علم آخرت مىداند، اما اين، همه سخن غزالى نيست. او در باب پنجم از كتاب العلم به ذكر آداب و وظايف معلمان و متعلمان مىپردازد و وظيفه هفتم را اين گونه توضيح مىدهد كه دانش پژوهان نبايد هدفي جز تهذيب باطن و قرب به سوى خداوند داشته باشند و نبايد به دنبال رياست و مال و جاه بيفتند و مىبايست نزديكترين راه را به سوى مقصد ـ كه علم آخرت است ـ بجويند. آن گاه مىافزايد:
«اين سخنان بدين معنا نيست كه انسان به ديگر علوم شرعى يعنى علم فتوا و علم نحو و لغت كه مربوط به كتاب و سنّت است و نيز ساير علوم مقدمات و متمّمات كه واجب كفايى مىباشند، به ديده حقارت نظر كند و سزاوار نيست از غلوّ و زياده روى من در تمجيد علم آخرت، پستى و بى مقدارى اين علوم را نتيجه بگيرى. آنان كه حاملان اين دانشها مىباشند همچون مرزبانان و مجاهدان در راه خدا هستند و مادامى كه انگيزه آنها برترى كلمه الهى است مأجور خواهند بود...» (٢٩)
وى در رساله لدنّيه جايگاه دانش فقه را در مقايسه با دانش اخلاق چنان بلند مىبيند كه علم فقه را عهده دار بيان حقوق خداوند و حقوق مردم معرفي مىكند و علم اخلاق را تنها متكفل بيان حقوق نفس مىداند. غزالى در اين رساله به تقسيم علوم شرعى مىپردازد و در بيان علم فروع از علوم شرعى ـ كه دانشى مربوط به كردار انسان است ـ مىگويد:
«علم فروع مشتمل بر سه حق است؛ نخست حق خداوند متعال كه عبارت است از عبادات همچون طهارت، نماز، زكات، حج و غيره و دوم حق مردم كه عبارت از عادات و روابط ميان انسانها مىباشد كه بخشى مربوط به معاملات
(٢٩) غزالى، احياء علوم الدين، ج١، ص٥٤.