فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - زن و ولايت سياسى و قضايى آیت الله محمد مهدى آصفى
جايز نيست كه فقيه در مقام فتوا به تحريم حكومت و امامت و قضاوت براى زن به اين آيه استناد كند؛ زيرا خداوند دراين آيه به بيان خصوصيات غالبى و عمومى مرد و زن پرداخته است، در حالى كه چه بسا زنانى هستند كه در عهده دار شدن امور اجتماعى و سياسى و قضايى و در امر قيمومت ، از بسيارى مردان برتر مىباشند! و قطعاً نمىتوان از اين آيه استفاده كرده كه هر مردى از هر زنى برتر است و زن به سبب اين ويژگى تكوينى توان تصدّى امور اجتماعى را ندارد.
اين آيه در باره زنان، نظير كلام خداوند در باره عموم انسانها اعم از زنان و مردان است:
{.. و خلق الانسانُ ضعيفاً } (٢٢)؛
و انسان ضعيف آفريده شده (و در برابر طوفان غرايز مقاومتش كم) است.
{و خلق الانسان من عجل...؛ } (٢٣)
انسان، از عجله آفريده شده است.
{إنّ الانسان خُلق هلوعاً* إذا مسّه الشرُ جزوعاً * و إذا مسّه الخير منوعاً } (٢٤)؛
يقيناً انسان حريص و كم طاقت آفريده شده، هنگامى كه بدى به او مىرسد بىتابى مىكند و هنگامى كه خوبى به او مىرسد از ديگران باز مىدارد (و بخل مىورزد).
و آياتى از اين دست كه بيانگر نقاط ضعف انسانها در تكوين و خلقتشان مىباشد و در عين حال از آنها نمىتوان استفاده كرد كه انسان توان تصدّى امور را ندارد.
البته بدون شكّ نقاط ضعف تكوينى زنان براى كارهاى سياسى، اجتماعى و قضايى بيشتر است و بدين جهت مردان در اين موقعيتها ـ حتى نزد غير مسلمانان و در جوامع غربى ـ چند برابر زنان حضور دارند. و اين دليل روشنى بر اختلاف خلقت زنان با مردان است، علاوه بر آنكه قدرت مردان براى تصدّى اين امور بيشتر از زنان مىباشد. اين
(٢٢) نساء، آيه٢٨.
(٢٣) انبياء، آيه ٣٧.
(٢٤) معارج، آيات ١٩ - ٢١.