فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - شرط اذن امام در احياى زمينهاى موات آية اللّه سید حسن طاهرى خرم آبادى
٣. روايت حارث بن مغيره نصرى: وى گويد: خدمت امام باقر(ع) رفتم و نزد آن حضرت نشستم. در اين هنگام نجيّه وارد شد و از امام(ع) اجازه ورود خواست. امام(ع) اجازه داد. نجيّه وارد شد و دو زانو در محضر امام(ع) نشست و گفت: «فدايت شوم، مىخواهم مسألهاى از شمابپرسم. به خدا سوگند از اين پرسش هدفى جز آزاد ساختن خود از آتش دوزخ ندارم. امام(ع) فرمود: اى نجيّه، هر پرسشى دارى بپرس كه پاسخ تو را مىگويم. نجيّه گفت فدايت شوم نظر شما در باره فلانى و فلانى چيست؟ فرمود: اى نجيّه، در كتاب خدا خمس و انفال و گزيدههاى اموال از آن ماست و به خدا سوگند آن دو تن نخستين كسانى بودند كه حق ما را با وجود تصريح در كتاب خدا غصب كردند، تا آن كه فرمود خداوندا، ما آن را براى شيعيان خود حلال كرديم». راوى مىگويد سپس امام(ع) رو به ما كرد و فرمود: «اى نجيّه، جز ما و شيعيان ما هيچ كس بر فطرت ابراهيم(ع) نيست». (٦٠)
لازم به ياد آورى است مشاراليه «ذلك» در سخن امام(ع) كه فرمود: «ما آن را براى شيعيان خود حلال كرديم» خمس و انفال و گزيدههاى اموال است و دلالت اين روايت بر تحليل انفال و اباحه تصرف در آنها ـ چنان كه در كتاب وسائل نقل شدهـروشن و واضح است؛ ليكن در كتاب تهذيب پس از عبارت «به خدا سوگند آن دو تن نخستين كسانى بودند كه حق ما را با وجود تصريح در كتاب خدا غصب كردند» اين گونه نقل شده است: «و نخستين كسانى بودند كه مردم را برگردن ما سوار كردند و بر اثر آنكه در حق ما ستم روا داشتند تا روز قيامت خون ما بر گردن آن دو خواهد بود و مردم در اثر ظلمى كه به ما كردند تا روز قيامت در حرام زيرو رو مىشوند». در اين هنگام نجيّه سه مرتبه گفت: «انّا للّه و انّا إليه راجعون» به پروردگار كعبه سوگند كه تباه شديم! راوى مىگويد: سپس امام(ع) زانوى خود را بلند نموده و رو به قبله نشست و دعايى بر زبان جارى كرد كه من متوجه نشدم و فقط جمله آخر آن را شنيدم كه مىگفت: «بار خدايا ما آن را براى شيعيان خود حلال
(٦٠) همان، ح١٤.