فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٥ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
هموار گردد. اين قوانين از آن جهت كه آموزههاى الهى پيامبران هستند و همچون علوم بشرى فقط زاييده كاوش عقلانى و تجربى انسان نمىباشند، در زمره علوم شرعى جاى مىگيرند و از آن جهت كه تنها براى جلب منافع و دفع مفاسد دنيوى تشريع شدهاند و به طور مستقيم هيچ تأثيرى در جهان آخرت ندارند و فقط بسترى مناسب براى تحولات درونى انسانها مهيا مىكنند، علم دنيوى شمرده مىشوند.
عبدالكريم سروش بخش دوم اين نظريه را پذيرفته و پيوسته در آثار خود به كار گرفته است و از همين بخش، نتيجهاى كه مخالف بخش نخست مىباشد به دست آورده است. وى براين باور است كه چون فقه بر محور مصالح و مفاسد دنيا شكل گرفته است، پس با ابزارهاى شناخت در دنيا محك خواهد خورد و بر اين اساس بر آن افزوده يا از آن كاسته خواهد شد و از اين رو به دانش حقوق زمينى و بشرى تبديل مىگردد.
سروش در هيچ يك از آثارش كوچكترين اشارهاى به اين تفاوت آشكار ميان ديدگاه خود و غزالى نمىكند. او پيوسته ديدگاه خود وغزالى را چنان درهم مىآميزد تا اين توهم به وجود آيد كه اين دو يك نظريه هستند و گويا غزالى نيز به همين نتايج مورد انتزاع سروش باور دارد.
سروش - صرف نظر از صحت و سقم اين انديشهاش كه پس از اين بررسى خواهد شد ـ در مقام حكايت نظريه غزالى، گزارشى ناقص و مغرضانه ارائه داده است. او بخشى از انديشه غزالى را وسيلهاى مناسب براى تأييد نظريات خود يافته است و عمداً از بيان تفاوتهاى آن با انديشه خود چشم پوشى نموده تا از قوّت اين هميارى و تأييد كاذب كاسته نشود.
محمد مجتهد شبسترى نيز در آثار خود ـ در دو مورد ـ به ديدگاه غزالى پيرامون دنيوى بودن علم فقه اشارهاى دارد. او نيز مانند سروش اين رأى غزالى را ـ در مورد نخست ـ اين گونه معنا مىكند كه علم فقه به جهت تبعيت از واقعيتهاى قابل درك براى بشر، به يك سيستم حقوق عرفي تبديل مىگردد كه پيروى از آن ديندارى شمرده نمىشود:
«اين اجتهادى كه الآن انجام مىشود اجتهاد حقوقى است، درست مثل ساير تفسيرهايى كه در داخل نظامهاى حقوقى انجام مىگيرد؛ مثلاً الآن ما در مسأله معاملات و سياسات به يك سيستم حقوقى رسيدهايم. اين سيستم حقوقى بايد حساب خودش را