فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٤ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
گذشت ـ يكى از تفاوتهاى طب و فقه را در اين مىبيند كه فقهـبر خلاف طب ـ دانشى برخاسته از نبوت است. (٤٤)او تصريح مىكند كه فقه، قانون خداوند براى رفتار اجتماعى انسانها است. (٤٥)او در تقسيم علوم شرعى، فقه را از جمله فروع مىداند كه با كمك عقل از اصول (كتاب و سنّت) اخذ مى گردد؛ (٤٦)البته غزالى نيز همچون بسيارى از فقيهان در استنباط مقررات الهى، از عقل بهره مىگيرد و فقه را نتيجه پيوند فرخنده عقل و شرع مىشمارد و بدين جهت آن را در جايگاه برترين دانشها قرار مىدهد ؛ (٤٧)ولى شيوه اجتهادى او در آثار فقهى اش تفاوت چشمگيرى با ديگر فقيهان مذهب شافعى ندارد و بدين جهت او پيوسته يكى از نمايندگان برجسته و مورد احترام فقه شافعى بوده است. (٤٨)
به عبارت ديگر خلاصه نظريه غزالى اين است كه خداوند از طريق پيامبران الهى، بخشى از قوانين زندگى در دنيا را در اختيار بشر نهاده است تا راه رستگارى اخروى آنان
(٤٤) همان، ج١، ص٢٥: «... انه علم شرعى اذ هو مستفاد من النبوة بخلاف الطبّ فإنّه ليس من علم الشرع».
(٤٥) همان، ج٣، ص ٢١٥: «.. الفقه و هو معرفة القانون الذى ينبغى أن يضبط به الخلق و يلزموا الوقوف على حدوده حتّى لايكثر النزاع و هو معرفة حدود اللّه تعالى فى المعاملات و شروطها».
(٤٦)همان، ج١، ص٢٢: «الضرب الثاني الفروع و هو ما فهم من هذه الاصول لابموجب الفاظها بل بمعان تنبّه لها العقول فاتسع بسببها الفهم حتّى فهم من اللفظ الملفوظ به غيره كما فهم من قوله عليه السلام:«لايقضى القاضى و هو غضبان» انّه لايقضى إذا كان حاقناً أو جايعاً او متألّماً بمرض».
(٤٧) غزالى، المستصفى، ص٣: «و اشرف العلوم ما ازدواج فيه العقل و السمع و اصطحب فيه الرأى و الشرع و علم الفقه و أصوله من هذا القبيل، فإنّه يأخذ من صفو الشرع و العقل سواء السبيل فلاهو تصرف بمحض العقول بحيث يتلقّاه الشرع بالقبول و لاهو مبنى على محض التقليد الذي لايشهد له العقل بالتأييد و التسديد».
(٤٨) غزالى داراى چهار كتاب فقهى به نامهاى: البسيط، الوسيط، الوجيز و الخلاصهـاست كه هريك به ترتيب، تلخيص كتاب پيشين است. آثار او در فقه شافعى محور اين مذهب فقهى گرديده است و فقيهان بزرگ اين مذهب، پس از او به شرح، تحشيه و تلخيص اين آثار پرداختهاند و برخى از بزرگترين تأليفات شافعيه بر مدار كتب غزالى شكل گرفته است. (مراجعه شود به مقدمه تحقيق الوسيط في المذهب به قلم احمد محمود ابراهيم. غزالى، الوسيط في المذهب، ج١، ص١١، دار السلام، چاپ اوّل ، مصر، ١٤١٧.