فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
منطقاً از گزند بسيارى از دستاوردهاى ظنّى بشر در عرصه عقل و تجربه مصون خواهد بود. از اين رو او با اين همه اصرار بر نگاه اخروى به دين، چارهاى نمىبيند مگر آنكه فقه را از مجموعه پيام اخروى دين استثنا كند و آن را علمى دنيوى بداند و اين گونه نتيجهگيرى كند كه چنين علمى كاملاً پيرو مصالح و مفاسد دنياست و پيوسته از عقل و دانش بشرى تأثير مىپذيرد و به همين جهت همسان علم حقوق و بلكه عين آن خواهد بود:
«اما اگر اين احكام را ناظر به مسائل اجتماعى و براى حلّ آنها بدانيم، يعنى فقه را دنيوى كنيم در اين صورت ديگر نمىتوانيم قائل به مصالح خفيّه و غيبى در احكام شرع باشيم؛ بلكه بايد صد درصد به پيامدها و گره گشايى دنيوى آن نظر كنيم و هر جا احكام فقهى نتيجه مطلوب در حل مسائل (چون تجارت، نكاح، بانك، اجاره، سرقت، قصاص، حكومت و سياست و...) در جوامع پيچيده و صنعتى امروز ندارد، آنها را عوض كنيم و اين عين يك علم حقوق مصلحت انديش زمينى خواهد شد كه دائماً بايد بر حسب مصالح، بر آن افزوده يا از آن كاسته شود... توفيق در گره گشايىهاى دنيوى منوط به آن است كه مصالح نهانى در كار نباشد و قانون ازروى پيامدهاى عاجلش مورد داورى قرارگيرد و اصلاح شود نه از روى عواقب آجل آن». (٤١)
«... فقه دنيوى، تماماً عقلانى است و فقه اخروى، تماماً راز آلود...». (٤٢)
اين مهمترين نتيجهاى است كه سروش از نظريه دنيوى بودن علم فقه مىگيرد، در حالى كه در آثار مبتكر اين نظريه يعنى غزالى، نه تنها هيچ نشانى از چنين نتيجهگيرى وجود ندارد، بلكه او بر خلاف سروش، فقه را از جمله علوم شرعى مىداند كه برگرفته از آموزههاى پيامبران است و عقل و تجربه و اعتبار بشر در آن راهى ندارد. (٤٣)غزالى ـ چنانكه
(٤١) عبدالكريم سروش، بسط تجربه نبوى، ص٩٠.
(٤٢) عبدالكريم سروش، سياست نامه، ص ٢٦٢ و اندرباب اجتهاد، ص ٢٩.
(٤٣) غزالى، احياء علوم الدين، ج١، ص٢٢: «... و اعني بالشرعية ما استفيد من الانبياء صلوات اللّه عليهم و سلامه و «يرشد العقل إليه مثل الحساب و لاالتجربة مثل الطبّ ولا السماع مثل اللغة...».