فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - شرط اذن امام در احياى زمينهاى موات آية اللّه سید حسن طاهرى خرم آبادى
هر چند كلام علامه در قواعد و تذكره به قسم دوم زمينهاى موات ـ يعنى آنجا كه براى زمين، مالك شناخته شدهاى نيست ـ اختصاص دارد، ولى ظاهراً ميان اين گونه زمين و زمينى كه از اوّل باير بوده فرقى از اين جهت وجود ندارد.
در كتاب تلخيص المرام آمده است: «هر زمينى كه به ملكيت كسى در نيامده و نيز هر زمينى كه مالك شناخته شدهاى ندارد به امام(ع) تعلّق دارد و در صورت غيبت امام(ع) احيا كننده از ديگران به آن سزاوارتر است؛ و اگر آثار آبادانى از ميان برود و ديگرى آن را احيا كند استحقاق به او منتقل مىشود و امام(ع) در صورت حضور، حق دارد آن را از ملكيت وى خارج سازد». (٣٧)
شهيد اوّل در دروس مىگويد: «منظور ما از زمين موات زمينى است كه به سبب كنار افتادن آن مورد استفاده قرار نگرفته است...» وى سپس مىافزايد: «در تملّك اين نوع زمين به وسيله احيا نُه چيز شرط است: اوّل اين كه اذن امام(ع) ـ بنابر اظهر ـ شرط است؛ چه زمين به آبادانى نزديك باشد يا نباشد و در زمان غيبت امام(ع) احيا كننده به آن سزاوارتر است به شرط اينكه ان را آباد نگه دارد. اگر زمين را رها كند و آثار آبادانى آن از بين برود، بنابر قولى، فرد ديگرى حق احياى آن را دارد؛ و چنانچه امام(ع) حضور داشته باشد مىتواند آن را در دست او باقى بگذارد يا از تصرف او خارج كند». (٣٨)
ظاهر همه اين تعبيرات آن است كه با حضور امام(ع) و اذن او در احيا، زمين به وسيله احيا به ملك انسان در مىآيد، و در صورت غيبت امام(ع) با احيا ملكيت حاصل نمىشود، بلكه احيا كننده از ديگران به آن سزاوارتر است؛ و اگر امام(ع) حضور داشته
(٣٧) الينابيع الفقهية، ج٣٦، ص٣٠٩، كتاب إحياء الموات، تلخيص المرام.
(٣٨) همان، ج٣٦، ص٣١٣، كتاب إحياء الموات من الدروس.