فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢ - شرط اذن امام در احياى زمينهاى موات آية اللّه سید حسن طاهرى خرم آبادى
ملك كسى در نيامده باشد يا ملك كسانى بوده و صاحبانش از بين رفته باشند. در هر صورت اين نوع زمين به امام(ع) اختصاص دارد و احياى آن جز به اذن او جايز نيست و چنانچه امام(ع) اذن بدهد احيا كننده مالك مىشود و اگر امام، غايب باشد هر كس به احياى آن سبقت گيرد، از ديگران سزاوارتر است، اما در زمان حضور، امام حق دارد زمين را از مالك آن بگيرد». (٣٣)
كلام علاّمه نيز در تحرير، بر همين تفصيل دلالت دارد. او مىگويد: «اگر امام(ع) غايب باشد، احيا كننده از ديگران به آن زمين سزاوارتر است به شرط اين كه آن را آباد نگه دارد؛ پس اگر آن را رها كرد و آثار آبادانى از ميان رفت و فرد ديگرى آن را احيا نمود، احيا كننده به آن سزاوارتر است و اگر امام(ع) ظهور كرد مىتواند زمين را از ملكيت او خارج كند». (٣٤)
وى در قواعد (٣٥)نيز همين طور گفته ولى در كتاب تذكره از آنچه در اين دو كتاب آورده صريحتر ذكر كرده و گفته است:«هر زمينى كه ملكيت مسلمانى بر آن جارى شده است به آن مسلمان تعلق دارد و پس از مرگ او به وارثانش خواهد رسيد. اما اگر مالك شناخته شدهاى نداشته باشد به امام(ع) اختصاص دارد و احياى آن جز به اذن امام(ع) جايز نيست و اگر كسى در زمان غيبت بدون اذن امام(ع) به احياى آن مبادرت كند مالك نمىشود؛ البته احيا كننده تا هنگامى كه آن را آباد نگه دارد از ديگران به آن زمين سزاوارتر است اگر زمين را رها كند و آثار آبادانى از ميان برود و كس ديگرى آن را احيا نمايد او سزاوارتر خواهد بود و امام(ع) در زمان حضور مىتواند زمين را از ملكيت وى خارج كند». (٣٦)
(٣٣) المختصر، كتاب إحياء الموات، ص٢٥٩.
(٣٤) التحرير، ج٢، ص١٣٠، كتاب إحياء الموات.
(٣٥)الينابيع الفقهية، كتاب القواعد، كتاب إحياء الموات، ص٢٩٢.
(٣٦) التذكرة، ج٢، ص٤٠٠، كتاب إحياء الموات.