فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٩ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
آتش نزاعها خاموش مىگردد و كار فقيهان به تعطيلى مىانجامد ـ تنها بر بخشى از فقه كه به احكام قضايى شريعت مربوط است منطبق مىگردد و نياز مردم به فقيهان در عبادات و معاملات همچنان پابرجا خواهد بود. از اين رو در مقام پاسخ بر آمده و مىگويد: نزديكترين اعمال به آخرت كه فقيه پيرامون آنها نظر مىدهد سه چيز است: ١ -اسلام؛ ٢ - نماز و زكات ؛ ٣ - حلال و حرام.
اما اگر به شايستگى در بعد فقهى اين اعمال دقت شود، آشكار خواهد شد كه رأى فقيه در اين گونه اعمال از مرزهاى دنيا تجاوز نمىكند و بى واسطه راهى به آخرت ندارد. اسلامى كه فقيه از آن سخن مىگويد، تنها اسلام زبانى است كه چه بسا از ترس شمشير و براى حفظ جان و مال ابراز شده است. چنين اسلامى هيچ سودى براى آخرت ندارد، در حالى كه در آخرت اخلاص قلبها راه گشا خواهد بود و قلب هم از حدود ولايت فقيه خارج است.
فقيه در نماز نيز فقط به صورت ظاهرى اعمال توجه دارد و در نظر او اگر نمازگزارى به تمامى ضوابط و شرايط ظاهرى اجزاء نماز پايبند باشد، نمازش صحيح است؛ هر چند از آغاز تا پايان آن ـ غير از تكبيرة الاحرام ـ از ياد خدا غافل باشد در حالى كه چنين نمازى براى او هيچ سودى در آخرت ندارد، چنانچه اسلام زبانى نيز بى فايده بود. پس خضوع و خشوع قلب كه عمل مربوط به آخرت است و بواسطه آن، عمل ظاهرى مفيد خواهد بود از دايره آراء فقهى خارج است و اگر فقيهى به چنين امورى بپردازد نظر او استطرادى بوده و از حدود دانش فقه بيرون رفته است.
در زكات هم فقيه تنها به اين بسنده مىكند كه در چه شرايطى مكلف وظيفهاش را نسبت به حكومت انجام مىدهد و ذمّهاش برىّ مىگردد. اگر فردى از پرداخت زكات امتناع ورزد و حكومت به زور از او زكات بگيرد ـ در نظر فقيهـپس از آن تكليفى بردوش آن فرد نخواهد بود. آنگاه غزالى حكايت مىكند كه ابو يوسف (٥)در پايان هر سال براى فرار از
(٥) ابويوسف، يعقوب بن ابراهيم (١١٣ - ١٨٢)، قاضى نامدار و يكى از بنيان گذاران فقه حنفى است. او پس از چندى آمد و شد در مجلس محدّثان، مجذوب حلقه فقه ابوحنيفه شد و بر اساس برخى روايات، ١٧ سال مصاحبت او را اختيار كرد و از آن پس به عنوان برجستهترين شاگرد ابوحنيفه و به سان فقيهى مبرّز در محافل علمى عراق نامبردار شد. او پس از ابوحنيفه دومين پايه گذار مذهب حنفى به شمار مىرود و اين دو در كنار محمد بن حسن شيبانى اركان سه گانه فقه حنفيان را تشكيل مىدهند. وى در زمان برخى از خلفاى بنى عباس ـ از جمله هارون ـ منصب قضاوت بغداد را بر عهده داشت و براى نخستين بار ـ در تمدن اسلامى ـ از سوى خليفه به او لقب قاضى القضات داده شد و تا پايان عمر عهده دار اين سمت بود... (پاكتچى، احمد، دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج٦، ص٤٤١)، چاپ اوّل ، تهران، ١٣٧٣.