فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - روشنفكران دينى و مدرنيزاسيون فقه (٣) مسعود امامى
جهت دلالت ظاهر لفظ، بلكه با كاوشهاى عقلانى در متن كتاب و سنّت كه موجب درك مفاهيم نوينى از آنها مىگردد؛ مفاهيمى كه غير از معانى ظواهر الفاظ است چنانچه از اين سخن پيامبر (ص) كه مىفرمايد: «سزاوار نيست قاضى در هنگام غضب قضاوت نمايد»، اين گونه به دست مىآيد كه قضاوت او هنگام گرسنگى شديد و يا درد شديد نيز شايسته نيست.
فروع بر دو قسم است: قسم اوّل به مصالح دنيا مربوط مىشود و كتابهاى فقه نيز عهدهدار بيان اين قسم مىباشند؛ از اين رو فقيهان، دانشمندان دنيا هستند. قسم دوم به مصالح آخرت مربوط است؛ و آن علمى است كه به حالات قلب و اخلاق پسنديده و ناپسند، و نيز آنچه مورد خوشايند و ناخوشايند خداوند مىباشد، مىپردازد.
غزالى سپس به تشريح علوم مقدّمات و متمّمات از اقسام علوم شرعى پرداخته و پس از آن در صدد توضيح و دفاع از دشوارترين بخش كلام پيشين خود (دنيوى دانستن علم فقه) بر مىآيد. او مىگويد: اگر گفته شود كه چرا فقه را در زمره علوم دنيوى قرار دادى و فقيهان را دانشمندان دنيا ناميدى؟! خواهم گفت كه خداوند، آدم و فرزندان او را از خاك و گل آفريده و پس از حيات دنيوى، آنها را روانه عالم قبر خواهد كرد و سپس به قيامت پا خواهند نهاد و آنگاه گروهى به دوزخ و گروهى ديگر به بهشت رهسپار خواهند شد. پس دنيا مقدمه آخرت است، تا از آن توشهاى پسنديده براى جهان ديگر برگرفته شود. از اين رو اگر مردم در آن به عدالت و انصاف بسر برند، آتش نزاعها خاموش مىگردد و فقيهان بيكار خواهند شد؛ ولى مردم از شهوات خود پيروى مىكنند و همين امر منشأ پيدايش خصومت مىگردد و نياز به سلطان شكل مىگيرد. سلطان نيز نيازمند قانون خواهد بود تا به وسيله آن به تدبير امور بپردازد و فقيه، آموزگار و مرشد سلطان در امر سياست و تدبير مردم و انتظام امور آنان است. پس فقهـبا واسطهـبه دين ارتباط پيدا مىكند؛ زيرا دنيا مزرعه آخرت است و سعادت دينى بدون توجه به دنيا ممكن نيست. به همين جهت سياست و تدبير مردم و دانش مربوط به آن در درجه نخست از علوم دين شمرده نمىشود، بلكه به واقعيتى مربوط است كه مقدمه لازم براى ديندارى است.
سپس غزالى بر اين متنبّه مىشود كه آنچه گفته است ـ اگر مردم با عدالت زندگى كنند