فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - شرط اذن امام در احياى زمينهاى موات آية اللّه سید حسن طاهرى خرم آبادى
مالك معين و شناخته شدهاى نداشته باشد، به امام(ع) اختصاص خواهد داشت و احياى آن جز به اذن امام(ع) جايز نيست. از اين رو اگر كسى بدون اذن امام(ع) به احياى آن مبادرت ورزد، مالك آن نمىشود و اگر امام(ع)غايب باشد، احيا كننده از همه به آن سزاوارتر است به شرط اين كه آن را آباد نگه دارد، اگر آن را رها كرد و آثار آبادانى از بين رفت و كس ديگرى آن را احيا كرد، مالك آن مىشود و چنانچه امام(ع) حضور يابد مىتواند زمين را از ملكيت او خارج كند». (٣١)
از كلام محقق بر مىآيد كه زمينهاى بايرى كه به امام(ع) اختصاص دارد، بر دو قسم است:
١. زمينهايى كه از اوّل موات بودهاند و به ملكيت مسلمانى در نيامدهاند. اين گونه زمينها را هيچ كس با احيا ـ جز به اذن امام(ع) ـ مالك نمىشود.
٢. زمينهايى كه مالك معين و شناخته شدهاى ندارد. اين نوع زمينها نيز به امام(ع) اختصاص دارد و احياى آن بدون اذن او جايز نيست.
بايد به اين نكته توجه داشت كه در تعبير محقّق «اگر امام غايب باشد» دو احتمال وجود دارد:
١. آن را به قسم دوم(صورتى كه زمين مالك شناخته شدهاى ندارد) اختصاص دهيم، ليكن اختصاص دادن آن به اين مورد دليلى ندارد؛ زيرا در زمان غيبت فرقى ميان دو صورت در حكم نيست.
٢. آن را به هر دو قسم بازگردانيم و مراد، بيان حكم زمينهاى موات در زمان غيبت باشد؛ خواه زمين از اوّل باير باشد يا بالعرض باير شده و مالك معين و شناخته شدهاى نداشته باشد. در اينجا ظاهر كلام محقق اين است كه در زمان غيبت، تصرف در آن بدون اذن امام(ع) جايز است.
از سوى ديگر از تعبير محقّق كه فرمود: «احيا كننده از همه به آن سزاوارتر است» استفاده مىشود كه در زمان غيبت امام(ع) ملكيّت با احيا حاصل نمىشود. شايد به دليل
(٣١) الشرايع، ج٣، ص٢٧١، كتاب إحياء الموات.