فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٤ - بررسى موضوع شناسى بيع دين سيدعبدالحميد ثابت
١ـ
قلت لابى عبداللّه(ع): رجل كان له على رجل دراهم من ثمن غنم اشتراها منه فاتى الطالب المطلوب يتقاضاه، فقال المطلوب: أبيعك هذه الغنم بدراهمك التى لك عندى فرضى.
قال: لا بأس بذلك. (١٦٩)
به امام صادق (ع) عرض كردم كه فرد داينى در ذمّه شخص مديونى، دينى چند درهمى به عنوان ثمن گوسفندى كه شخص مديون از فرد داين خريده بوده، طلبكار است. داين (طلبكار) به سراغ مديون (بدهكار) آمده و طلب و دين خويش را مطالبه مىنمايد. مديون (بدهكار) به وى مىگويد، اين گوسفند را به تو در مقابل دين و بدهى چند درهمى خود، مىفروشم. داين (طلبكار) هم راضى مىشود.
حضرت (ع) فرمود: اشكالى در اين عمل وجود ندارد.
١ـ
سألت أبا عبداللّه(ع) عن رجل بعته طعاماً بتأخير الى اجل مسمى، فلمّا حلّ الاجل اخذته بدراهمى، فقال: ليس عندى دراهم ولكن عندى طعام فاشتره منى.
قال:
از امام صادق (ع) سؤال نمودم در مورد شخصى كه به او گندم فروخته، و ثمن آن را تا اجل و مهلت معينى به تأخير انداخته بودم. در زمان سررسيد و حلول اجل، از او مطالبه دراهم خويش را نمودم اما او اظهار داشت كه درهمى ندارد ولى گندم دارم و مىتوانى آن را از من (در برابر آن دين) بخرى.
(١٦٩) همان، ص ٣١٢.
(١٧٠) همان.