فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٥ - بررسى موضوع شناسى بيع دين سيدعبدالحميد ثابت
حضرت (ع) فرمود: اين معامله را انجام نده و از او، آن گندم را نخر كه خيرى در آن نيست.
٢ـ اول:
عن اسماعيل بن عمر انه كان على رجل دراهم فعرض عليه الرجل ان يبيعه بها طعاماً الى اجل فأمر اسماعيل يسأله.
فقال: لا بأس بذلك.
فعاد اليه اسماعيل فسأله عن ذلك و قال انى كنت امرت فلاناً فسألك عنها فقلت: لا بأس.
فقال: ما يقول فيها من عندكم؟
قلت: يقولون: فاسد.
فقال: لا تفعله فانى اوهمت. (١٧١)
از اسماعيل بن عمر نقل شده كه شخصى به او چند درهم، بدهكار بوده. شخص مديون به وى مراجعه نموده و قصد داشته تا در مقابل دين چند درهمى، مقدارى گندم در اجل و سررسيدى معين به او بفروشد. لذا اسماعيل از كسى مىخواهد تا حكم اين مسأله را از حضرت، سؤال نمايد.
حضرت (ع) فرمود: اشكالى در آن نيست.
اسماعيل خود به حضرت مراجعه كرد تا حكم مسأله را بپرسد و عرض كرد: من فلان كس را مأمور ساختم تا حكم اين مسأله را از شما بپرسد كه شما در جواب فرمودهايد: اشكالى ندارد.
حضرت (ع) فرمود: علماى شما چه مىگويند و چه نظرى دارند؟
اسماعيل عرض مىكند: معتقدند كه اين معامله فاسد است.
حضرت (ع) فرمود: اين معامله را انجام نده چرا كه من دچار توهّم شده بودم.
(١٧١) همان، ص ٢٩٨.