فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٢ - بررسى فقهى نظريههاى جبران كاهش ارزش پول(٢) احمدعلى يوسفى
تشخيص مفاهيم توافق است، اما در خصوص مرجعيت عرف در تشخيص مصاديق نيازى به استدلال نيست، بلكه با مراجعه به كتب معتبر فقهى، معلوم مىشود كه فقها عرف را هم در تشخيص مفاهيم و هم مصاديق حجت مىدانند. به چند نمونه اشاره مىگردد:
١. نظر صاحب جواهر
همچنين مراجعه شود به جواهر الكلام، جلد ١، ص ٢٣١، در تشخيص مصداق «كثرة»؛ جلد ٣٢، ص ١١، در تشخيص مصداق «احيا»؛ جلد ١٣، ص ٢٢٧، در تشخيص مصداق «تقدم و مساوات با امام جماعت»؛ جلد ١، ص ١٤٠، مصداق «دفعة»؛ جلد ٢، مصداق «استقبال و استدبار القبلة» و ... .
٢. امام خمينى(ره) نيز مىنويسند: «المراد من الاخذ من العرف هو العرف مع دقّته في تشخيص المفاهيم و المصاديق، و انّ تشخيصه هو الميزان ...» (٨٥)
چون پايه اين اشكال بر اين مطلب نهاده شده است كه عرف فقط مرجع درتشخيص مفاهيم است نه مصاديق، مطالب ارائه شده در دفع اين اشكال، كافى مىباشد؛ اما از باب تأييد و تأكيد بيشتر، چند مطلب زير ذكر مىگردد:
(٨٢) محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج ٣٥، همان، ص ٢ ـ ٣.
(٨٣) همان، ج ١، همان، ص ٢٣٨.
(٨٤) همان، ج ٨، ص ٢٣٨.
(٨٥) امام خمينى، الرسائل، ج ١، همان، ص ٢٢٧.