فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٢
اين مطلب در زندگى نامه ايشان منعكس نشده است؟ چرا نامى از اساتيد و شاگردانى كه از دانش او بهره جسته اند، برده نشده است؟ آيا او اين مقام بلند علمى خويش را در وطن خود عمان، كسب كرده است؟ چگونه چنين امرى ممكن است درحالى كه اكثريت ساكنان آن خوارج بوده و طبق نظر حموى غير از خوارج تنها رهگذرى غريب يافت نمىشد، تا چه رسد به اين كه شيعه در آن جا داراى وجود علمى باشد و بتواند فقيهى چيره دست و متكلمى آگاه همچون ابن ابى عقيل تحويل جامعه دهد.
اگر اين دو احتمال مردود باشد آيا مىتوان مدعى شد كه او خود با تلاش شخصى اين مراحل علمى و تحصيلى را طى كرده است؟ به هر حال مشخص ساختن مراحل شكل گيرى شخصيت علمى عمانى از لابه لاى كشف نشانههاى وضعيت محيط و اجتماعى كه او در آن مىزيسته و از پايگاه علمى شيعه به دور بوده، كارى است كه با پيچيدگى و هاله اى از ابهام روبه رو است.
از اين گذشته، جا دارد به حقيقت مهمى دراين زمينه توجه كنيم و آن اين كه عظمت و جايگاه علمى عمانى اجازه نداد كه محيط عمان ايشان را در چنبره انزوا و جدا شدن از ساير شهرهاى اسلامى و علماى آنها محدود سازد. اين مطلب از اجازه اى كه عمانى براى جعفر بن محمّد بن قولويه نگاشته استفاده مىشود؛ زيرا حدس مىزنيم طبق مقتضاى عادت جارى در صدور اجازات ميان علما، اين اجازهبنا به درخواست ابن قولويه ازعمانى صادر شده است؛ به ويژه آن كه توجه كنيم كه در فاصله ميان عمان و بغداد پس از انتقال ابن بابويه از قم به آن دور بوده است و نشان مىدهد عمانى درميان محافل علمى بغداد داراى شهرت وآوازه بوده است؛ به ويژه نزد امثال ابن قولويه يعنى استاد مفيد كه خود مفيد فراوان از او تمجيد كرده است. (٢٢)
همچنين مىتوانيم شهرت عمانى را درميان مردم و شهرهاى شرق اسلامى دريابيم؛ زيرا نجاشى مىگويد:
هيچ حج گزارى از خراسان نمىآمد مگر آن كه نسخه اى از كتاب او به نام «المتمسّك بحبل آل الرسول» را درخواست مىكرده است. (٢٣)
(٢٢) رجال نجاشى،ص٤٨.
(٢٣) همان.