فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٦ - نگاهى به لعان و مانعيت آن از ارث در حقوق ايران دكتر محمدرضا بندرچى
جدّ يا عموى وى تلقّى نشوند. بنابر اين، غير از ممنوعيت توارث بين آنان، ساير روابط حقوقى ناشى از نسب بين آنان باقى خواهد بود لذا جد پدرى، ولىّ نوه خود محسوب مىگردد و در صورت وجود شرايط انفاق، ملزم به انفاق خواهد بود؛ به همين دليل قانون مدنى در ماده ٨٨٣ مىگويد: «هر گاه پدر بعد از لعان رجوع كند پسر از او ارث مىبرد ليكن از ارحام پدر و همچنين پدر و ارحام پدرى از پسر ارث نمىبرند» (١٩) يعنى تنها حالت توارث بين آنان وجود نخواهد داشت ولى ساير آثار ناشى از قرابت نسبى همچنان برقرار خواهد بود.
اما چنين تحليلى زمانى پذيرفته مىشود كه اقارب پدرى، نسب وى را انكار نمايند و چون انكار آنان باعث خواهد شد اقرار پدر نسبت به آنان مؤثر نباشد بين فرزند و اقارب پدرى نيز توارث وجود نخواهد داشت. اما ممكن است اقارب پدرى قبل از رجوع پدر از لعان، انتساب فرزند لعان شده به پدر را تصديق كنند لذا بايد اقرار پدر نسبت به آنان نيز مؤثر باشد و چون مرتكب عمل لعان نيز نشدهاند از مجازات مدنى نيز مصون خواهند بود.
بنابراين هم آنان بايد از فرزند ارث ببرند و هم فرزند از آنان ارث ببرد.
برخى نويسندگان با توجه به چنين تحليلى معتقد به وجود توارث بين اين گونه افراد
(١٩) از لحاظ ادبى بجاست بعد از كلمه «ليكن» واژه «وى» اضافه شود تا مفهوم ماده از لحاظ ادبى شيواتر گردد.