فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
واحد به هر دو حكم عمل كند) از طرف ديگر چون در مقام تشريع، بين اين دو حكم (وجوب نجات جان مريض و حرمت ضرر زدن به خود) تنافى نيست بلكه در مقام عمل بين اين دو تنافى است.
اين مورد از باب تزاحم است نه تعارض.
سؤال اين است كه در اين جا علاج تزاحم به چيست؟
اين بود سه پرسش فقهى درباره پيوند اعضا از زنده به زنده يا از مرده به زنده.
بدون هيچ اشكال نجات دادن نفس محترم از مرگ واجب است و دليل آن قبل از هر چيز حكم عقل است؛ چون عقل به تنهايى قطع به لزوم نجات و حفظ نفس محترم دارد. حكم عقل عملى است و با ضميمه تلازم بين حكم عقل و شرع، كه حكم عقل نظرى است، وجوب نجات و حفظ نفس محترم از نظر شرع به دليل عقل ثابت مىشود.
از رواياتى كه در حق مؤمن بر مؤمن وارد شده كه در حد تواتر معنوى است، به وضوح حفظ جان مسلمان ثابت مىشود، چنان كه از كلمه «مؤمن» و «مسلم» فهميده شود، و اين مطلب بعيد نيست.
همچنين مطمئناً سيره متشرعه از دير باز در اين مسأله بر وجوب حفظ جان مسلمان بوده است، نه فقط رجحان.
اين سيره، متصل به عصر معصومان و كاشف از احاديث معصومان است.
اين مسأله داخل در دوران امر بين اضرار به خود و ضرر به ديگرى است.
اين مسأله داراى سه فرض است. محور بحث، فرض سوم است، ليكن ضرورت دارد دو فرض اوّل را كه ارتباط مستقيم با محل بحث ندارند نيز از باب مقدّمه ذكر كنيم: