فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧٩
وارد صحنه شده و نخستين بذرهاى نوپيدا درنوعنگرش فقهى و كلامى را مى افشاند. از آشكارترين نشانه هاى اين مرحله افزوده شدن عقل و نتايج آن به عنوان منابع اجتهاد دركنار دو كفه ترازو و ابزار آن يعنى كتاب و سنت است.
اين امر در پيش روى فقيه، بلكه متكلم براى فهم ادله و برداشت از آنها افق هاى گسترده و وسيعى را مى گشايد و نگرشى نو را در چگونگى تعامل با ادله و مراجعه به آنها را ترسيم مى كند، كه در نتيجه قدرت فقيه را در كنكاش هاى اجتهادى تقويت نموده و قابليت استنباط و استخراج فروعاز اصول و مقاصد فراگير شريعت و نزديك شدن تقريبى به درك مناط ها و مبانى واقعى احكام شرعى را ميسّر مى سازد و بدين جهت توان او براى باز يافت نظاير و شبيه ها و به هم آميختن قرائن به يكديگر و نزديك شدن به مذاق شريعت را دو چندان مى سازد. دستاورد و فرجام اين كار غنى سازى محتوايى فقه و پربارساختن آن به صورت عمومى است. اين ركن اساسى و محور بنيادين را مى توان در نقش علمى و نوانديشى فقيه عمانى بيان داشت. او مى خواست فقه و كلام ـ به اين اعتبار كه آن دو، اساس و پايه هاى علم در آن دوره بودند ـ براين منوال حركت كند و اين دو دانش به دستاوردها و افق هايى دست يابند كه كوشش محدثان و جوامع روايى آنها بدان راه نيافته است. فقيه عمانى در هردو زمينه فقهى و كلامى به دنبال تبلور اين آرمان بود.
شيوه عالمان پيش از عمانى و هم عصر او در زمينه كلام غالباً برمحور شيوه روايى كه در كنار آن آرا و انديشه ها ارائه مى شد، دور مى زد و جز در زمينه هايى محدود و بسته، از آن تجاوز نمىكرد. اين شيوه در ميراث كلامى متكلمان آن دوره همچون كلينى دراصول كافى و ابن بابويه در الامامة و التبصرة من الحيره و شيخ صدوق در التوحيد و اكمال الدين تبلور يافته است.
اما عمانى شيوه كلامى خاصى را بنيان نهاد كه عقل و رأى درآن نقش محورى را ايفا مى كرد. نجاشى درتوصيف كتاب و نيز شيوه او چنين آورده است:
كتاب او را به نام الكرّ والفرّ كه در باره امامت بود، براستادم ابوعبدالله ـ شيخ مفيد ـ خواندم. چينش كتاب دلنشين و تمام جوانب مسأله مورد بررسى قرار گرفته بود. (٥٠)
(٥٠) رجال نجاشى،ص٤٨،شماره ١٠٠.